مقصود از «مناط احتياج معلول به علت» چيست؟ این مناط از نظر هر کدام از دیدگاه‌های امکانی، حدوثی، و حسی چیست؟

بنا بر آنچه گفتيم، روشن مي‌شود که نتيجة سه ديدگاه مزبور در موارد خاصي که گذشت مختلف است. از سوي ديگر، ممکن است به نظر برسد که اين سه ديدگاه در بارة خود ما و اشياي پيرامونمان درست به يك نتيجه مي‌رسند. اما اگر دقت كنيم، حتي در همين موارد نيز نتيجه يك‌سان نيست؛ زيرا مثلاً انسان، گرچه بنا بر هر سه ديدگاه معلول است و به علت نياز دارد، با اين همه از ديدگاه امكاني، چون ممكن بالذات است، محتاج علت است، نه چون حادث زماني يا موجود است؛ و از ديدگاه حدوثي، چون حادث زماني است نيازمند علت است، نه چون ممكن بالذات يا موجود است؛ و بالاخره از ديدگاه حسي، چون موجود است محتاج علت است، نه چون ممكن بالذات يا حادث زماني است. به بيان روشن‌تر، از ديدگاه امكاني، انسانِ ممكن بالذات محتاج علت است نه انسانِ حادث يا انسانِ موجود، با صرف نظر از امكان ذاتي آن؛ و از ديدگاه حدوثي، انسانِ حادث محتاج علت است، نه انسانِ ممكن بالذات يا انسانِ موجود؛ و بالاخره از ديدگاه حسي، انسانِ موجود به علتْ نيازمند است، خواه ممكن بالذات يا حادث زماني باشد، خواه نباشد.

سه گزاره‏اي كه مبيّن سه ديدگاه در باب اصل عليت‏اند اگر به‌دقت بيان شوند، به طوري كه همة محتواي سه ديدگاه را آشكار سازند، تفاوت آنها را برملا مي‌سازند. بيان دقيق اين سه گزاره بدين صورت است:

هر شي‏ء ممكن بالذاتي، از آن جهت كه ممكن بالذات است، براي موجود بودن، نيازمند علت است؛

هر شي‏ء حادث زماني، از آن جهت كه حادث زماني است، براي موجود بودن، نيازمند علت است؛

هر شي‏ء موجودي، از آن جهت كه موجود است، نيازمند علت است.

در اين سه گزاره، دقيقاً بيان شده كه بنا بر هر ديدگاه چه ويژگي‏اي از شي‏ء است كه موجب شده است شي‏ء، براي موجود بودن، نيازمند علتي باشد. فيلسوفان اين ويژگي را اصطلاحاً «مناط احتياج به علت» مي‏گويند. بنا بر اين، از ديدگاه امكاني، امكان بالذات شي‏ء، از ديدگاه حدوثي، حدوث زماني شي‏ء، و از ديدگاه حسي، موجود بودن شي‏ء، مناط احتياج به علت است. با بررسی و تحليل این سه دیدگاه روشن می‌شود که دیدگاه امکانی درست است.