هر دو موجودي را که با هم بسنجيم، يا يکي از آنها عين ربط به ديگري است، يا چنين نيست. در صورت نخست، يکي موجود رابط و ديگري نسبت به آن مستقل است، و در صورت دوم، هر دو نسبت به يکديگر مستقلاند. از باب مثال، فرض کنيد A، B، C و D چهار موجودند، و A ربط به B است و هيچ يک از C و D ربط به ديگري نيستند. در اين صورت، A موجود رابط است و B نسبت به آن مستقل. نيز C و D هر دو نسبت به هم مستقلاند. اکنون هر يک از B، C و D را نيز ميتوان با موجودات ديگر سنجيد. فرض کنيد هر يک از B و C نسبت به چيزي ديگر رابط باشند، ولي D نسبت به هيچ چيز رابط نباشد و از هر موجود ديگری مستقل باشد. در اين صورت، B و C گرچه مستقل نسبياند، در واقع، آنها هم موجود رابطاند و تنها D مستقل مطلق است. پس اگر شيئي را فرض كنيم كه معلول هيچ علتي نباشد، چنين شيئي نسبت به هيچ چيزي رابط نیست و لذا مستقل مطلق است. در فلسفه، وقتي واژة «مستقل» را به كار ميبرند و ميگويند «موجود مستقل»، مقصود مستقل مطلق است، نه مستقل نسبي. با توجه به اين نكته و با توجه به اينكه بياستثنا هر معلولي به علت فاعلي نيازمند است، ميتوان گفت بياستثنا هر موجودي که معلول باشد، موجود رابط است و هر موجودي که غير معلول باشد، موجود مستقل است. اما ميدانيم كه عقلاً هر موجودي، يا معلول است يا غير معلول. پس ميتوان نتيجه گرفت كه عقلاً هر موجودي، يا موجود رابط است يا موجود مستقل، و بهاختصار، هر موجودي يا رابط است يا مستقل و حالت سومي وجود ندارد.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)