به حکم قانون سنخیت علّی معلولی، علت وجودبخش باید كاملتر از معلول خود باشد. به عبارت دیگر، علت وجودبخش باید عین آن کمال وجودیای را که به معلول خود میدهد در مرتبهای بالاتر داشته باشد.
برای اثبات اینکه چنین سنخیتی میان علت وجودبخش با معلولش برقرار است، سه فرض ابتدایی را در نظر میگیریم و ثابت میکنیم تنها فرض پذیرفتنی، همان فرضی است که مدعای ماست: فرض اول این است که علت وجودبخش، آن مرتبه از کمال وجودی را که به معلول خود میدهد نداشته باشد، یا به عبارت دیگر، در مرتبهای پایینتر از معلول خود قرار داشته باشد؛ فرض دوم این است که علت وجودبخش دقیقاً به همان اندازه کمال وجودی داشته باشد که به معلول خود میدهد، یا به عبارت دیگر، علت وجودبخش و معلولش دقیقاً همرتبه باشند؛ فرض سوم این است که علت وجودبخش، آن کمال وجودیای را که به معلول خود میدهد در مرتبه بالاتری داشته باشد. به بیان دیگر، فرض میکنیم معلول، واجد n درجه کمال وجودی است و علت وجودبخشِ آن، واجد m درجه کمال وجودی. میخواهیم ثابت کنیم m>n.
اما فرض نخست بدین معناست که درجه کمال m از درجه کمال n پایینتر است. در این صورت، علت وجودبخش باید مقداری کمال به معلول خود بدهد که خود فاقد آن است. لیكن این فرض عقلاً محال است؛ زیرا موجودی که فاقد کمالی است نمیتواند آن را به دیگری اعطا کند.
فرض دوم بدین معناست که m=n است و علت وجودبخش و معلولش از جهت کمال وجود دقیقاً یكساناند. در این صورت، نه فرض اینکه اولی علت وجودبخش دومی است فرضی پذیرفتنی است، نه فرض اینکه دومی علت وجودبخش اولی است؛ زیرا هر دو از جهت وجودی یکساناند و به همین دلیل، هیچ جهت وجودیای در آنها نیست که مقتضی مستقل بودن از دیگری یا ربط به آن باشد. پس علیت میان این دو ممکن نیست و آنچه علت وجودبخش دیگری فرض کرده بودیم، علت وجودبخش دیگری نیست، و این خلاف فرض است و محال. افزون بر این، در درس پنجم، با تحلیل وجودبخشی و ایجاد، به این نتیجه رسیدیم که معلول، عین ربط به علت فاعلی وجودبخش خویش است و علت وجودبخشْ مستقل از آن است و از آنجا که ربط و استقلال بهترتیب، عین وجود آنهاست، ممکن نیست علت وجودبخش و معلولش به لحاظ وجودی کاملاً یكسان باشند.
بدین ترتیب، تنها فرض پذیرفتنی، فرض سوم (m>n) است. به عبارت دیگر، وقتی دو موجود را در نظر میگیریم که یکی علت وجودبخش دیگری است، تنها فرض پذیرفتنی این است که علت، واجد کمال وجودی معلول در مرتبهای بالاتر باشد، و این همان سنخیتی است که در فلسفه، میان علت وجودبخش و معلولش اثبات میشود.
بنا بر آنچه گفتیم، اگر a معلول و 1A علت وجودبخش آن باشد، 1A واجد کمال a است. اکنون اگر 1A نیز معلول و 2A علت وجودبخش آن باشد، 2A نیز واجد کمال 1A است. بدین ترتیب، 2A نیز واجد کمال a خواهد بود، و به همین ترتیب، سلسله موجودات رابط و علتهای وجودبخش آنها تا هر جا ادامه یابد، هر علت وجودبخش، واجد کمال همه موجوداتی است که بیواسطه یا باواسطه ربط به اویند. چنین موجوداتی را «در طول هم» مینامیم.
روشن است که اگر از دو موجود مفروض، هیچ یک به هیچ صورت ـ بیواسطه یا باواسطه ـ ربط به دیگری نباشد، کمال هر یک مستقل از دیگری است و بنا بر این، هیچ یک واجد عین کمال دیگری نخواهد بود. چنین موجوداتی را موجودات «همعرض» یا «در عرض هم» مینامیم.
به طور خلاصه، بنا بر سنخیت علت وجودبخش و معلول آن، هر گاه دو موجود مفروض را در نظر بگیریم، به طوری که یکی واجد کمال دیگری در مرتبه بالاتر باشد، موجود کاملتر علت وجودبخش موجود ناقصتر، و موجود ناقصتر معلول و ربط به موجود کاملتر خواهد بود.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)