یکی از نتایج قانون معیت این است که معلولِ زمانمند، هم در زمان حدوث و پیدایشش به علت تامه، و در نتیجه، به تمام علل حقیقی خود نیاز دارد، و هم در ادامه و برای بقای وجودش؛ زیرا چنانچه فرض کنیم معلول پس از حدوث، به علت حقیقی خود نیازی نداشته باشد و بتواند بدون وجود آن به وجود خود ادامه دهد، بدین معناست که انفکاک معلول از علتش ممکن است، در حالی که قانون معیت چنین چیزی را نفی میکند. اما در برابر، ممکن است به نظر برسد که در مواردی نتیجه بهدستآمده درست نیست و بدین ترتیب، این موارد قانون معیت را نقض میکنند. در واقع، منكران اصلی معیت علّیـ معلولی كسانی هستند كه معتقدند معلول فقط برای حدوث و در لحظه پیدایش به علت محتاج است، نه در بقا، و برای نشان دادن اینکه چنین چیزی ممکن است و قانون معیت درست نیست، نمونههایی میآورند که در آنها گرچه معلول برای حدوثش به علت نیاز دارد، در بقا بدون وجود علت موجود است.
به نظر عموم مردم و بسیاری از دانشمندان و متكلمان، در طبیعت، معلولهای بسیاری یافت میشوند كه با از بین رفتن علتشان، باز هم باقیاند. بنّا علت ساختمان است، والدین علت فرزندند، ساعتساز علت ساعت، و به طور كلی صنعتگر علت صنعت است؛ ضربه علت حركت توپ، و آتش علت حرارت آب است و... . اما میدانیم كه بنّا، والدین، ساعتساز و صنعتگر میمیرند و با این حال، ساختمان، فرزند، ساعت و صنعت همچنان پابرجایند؛ ضربه در یك لحظه به توپ وارد میآید و تمام میشود، ولی توپ مدتی به حركت خود ادامه میدهد؛ و آتش معدوم میشود، در حالی كه آب همچنان گرم است. پس ما شاهد معلولهایی هستیم كه موجودند در حالی كه علتشان موجود نیست. وجود چنین پدیدههایی نشان میدهد كه معلول فقط برای حدوثش به علت محتاج است و به محض اینكه حادث شد، دیگر محتاج علت نیست؛ یعنی معلول فقط در یك لحظه به علتش محتاج است و آن هم لحظه حدوث؛ یعنی لحظه آغاز وجود؛ لحظهای كه از عدم به وجود میآید. پس از این لحظه، دیگر محتاج علت نیست و از همین رو، با معدوم شدن علت باز هم باقی است. نتیجه اینكه وجود چنین اموری نقض قانون معیت و دالّ بر بطلان آن است.
به نظر فیلسوفان، این مثالها و مثالهای مشابه آنها، هیچ یك، ناقض قانون معیت نیستند؛ زیرا در این قانون، مدعا این است كه علل حقیقی از معلول خود انفكاكناپذیرند، در حالی كه هیچ یك از علل مزبور در این مثالها علت حقیقی برای معلولهای یادشده نیستند؛ بلكه همه آنها عللِ اعدادیاند، و ضروری نیست علت اِعدادی با معلول خود همزمان باشد، و از آن انفكاك نپذیرد. برای روشن شدن این مطلب، باید به تحلیل این مثالها بپردازیم و در آنها علل حقیقی را از علل اعدادی بازشناسیم تا روشن شود كه علل مزبور اِعدادیاند و علل حقیقی معلولهای پیشگفته همزمان با این معلولها موجودند و معدوم نشدهاند. اما از آنجا كه راه حل همه این مثالها یكی است، كافی است یكی از آنها، مثلاً مثال بنّا و ساختمان را تحلیل كنیم.
مدعا این است: بنّا، كه ممكن است همزمان با ساختمان موجود نباشد، علت اِعدادی ساختمان است و علل حقیقی آن همزمان با آن موجودند. برای معلوم شدن صدق این مدعا، بنّایی را فرض میكنیم كه بهتنهایی دیواری سنگی را میسازد. با این فرض، بررسی مثالْ طولانی و پیچیده نمیشود.
ابتدا سراغ بنّا میرویم. طبق معیاری كه در درس چهارم برای علت حقیقی و اِعدادی بیان كردیم، در این مثال، بنّا علت حقیقی حركتهای اندامهای خود است؛ مثلاً (1) خم میشود؛ (2) با دستان خود سنگی را میگیرد؛ (3) همراه سنگ میایستد؛ (4) همراه با سنگ به طرف جایی كه باید دیوار ساخته شود حركت میكند؛ (5) همراه با سنگ دستان خود را حركت میدهد تا سنگ به جایی برسد كه باید قرار گیرد؛ (6) انگشتان خود را باز میكند، و سنگ در محل خود قرار میگیرد. احتیاجی نیست دقیق شویم؛ همین چند حركت برای منظور ما كافی است. پیداست كه ممكن نیست بنّا معدوم شود و حركات او باقی بمانند. پس در اینجا همواره هنگامی كه معلولی موجود است، علت حقیقی آن نیز ضرورتاً موجود است.
حال سراغ دیوار برویم. سكون سنگها و ملات در جاهایی كه قرار گرفتهاند علت حقیقی آرایش آنها و شكل خاص دیوار است. در اینجا نیز علت حقیقی و معلول با هماند. اگر هر یك از سنگها از حالت سكون درآید و حركت كند، آرایش آنها و شكل خاص دیوار تغییر میكند.
در نهایت، مجموع نیروهای موجود بین سنگها و ملات ـ مانند نیروی اصطكاك، نیروی جاذبه كه پدیدآورنده وزن است، نیروهایی كه خود سنگها و ملات به همدیگر وارد میكنند و نیروهای دیگر ـ علت حقیقی سكون سنگها و ملاتاند. اگر این نیروها با همان اندازه خاصی كه دارند موجود نباشند، سنگها و ملات در جای خود قرار نمیگیرند و شکل دیوار باقی نمیماند، و بلکه دیوار از ابتدا به آن شکل خاص درنمیآید. در اینجا نیز، علت حقیقی و معلول همراهاند و تا هنگامی كه نیروها به شكل اولیه خود هستند سكون برقرار است.
اما حرکات بنّا زماناً بر سکون سنگها و ملات، و نیز بر شکل خاص دیوار، مقدماند و وجود آنها منتهی به این سکون و شکل خاص دیوار میشود، و از همین رو، بنا بر معیاری كه برای علت اِعدادی ذكر كردیم، این حركاتْ علت اِعدادی سكون مزبورند. همچنین علل حقیقی این حركات، مانند اراده بنّا و خود بنّا، نیز علل اعدادی این سكوناند و بالتبع موجود نبودن بنّا همزمان با قرار داشتن سنگها در دیوار، نقض قانون معیت علّی ـ معلولی نیست.
به طور خلاصه، در این مثال، دو دسته علل حقیقی داریم که برخی از آنها در دو سطر ذیل نشان داده شدهاند:
ـ بنّا ¬ اراده بنّا ¬ حرکات بنّا.
ـ نیروهای خاص ¬ سکون سنگها و ملات ¬ شکل خاص دیوار و ساختمان.
اما میان دسته اول و دسته دوم، علیت حقیقی برقرار نیست، بلکه دسته اول علل اعدادی برای دسته دوماند و از جمله بنّا علت اعدادی برای ساختمان است و طبعاً وجود یكی و عدم دیگری نقض معیت علّی ـ معلولی نیست.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)