به مجموعی از اشیا كه بین آنها نوعی ترتیب باشد «سلسله» و به هر یك از آن اشیا «حلقه» سلسله میگویند. بنا بر این، قطاری از چند شتر، صفی نامتناهی از سربازان، و رشتهای مفروض از حوادث نامتناهی متوالی از ازل تاكنون، سلسلهاند. بر اساس معنای لغوی، هر سلسلهای تسلسل دارد؛ زیرا در لغت «تسلسل» به معنای پیدرپی و پشت سر هم بودن و بهاختصار به معنای ترتیب داشتن است، و آشكار است كه حلقههای هر سلسلهای پیدرپیاند و ترتیب دارند. اما گاه، تسلسل در باره سلسلههایی به كار میرود كه از یك سو یا از هر دو سو حلقههای آنها نامتناهی باشند و بالاخره در اصطلاح خاص فلسفه، برای صدق «تسلسل»، افزون بر نامتناهی بودن حلقهها، ترتیب حقیقی و معیت حلقهها نیز شرط است. بنا بر این، در فلسفه، فقط سلسلههایی مصداق تسلسلاند كه دارای ویژگیهای زیر باشند:
1. تعداد حلقههای سلسله بینهایت باشد. به موجب این ویژگی، قطاری از چند شتر و به طور كلی هیچ سلسله متناهی دیگری مصداق تسلسل فلسفی نیست؛
2. ترتیب حلقههای سلسله، حقیقی باشد، نه قراردادی؛ یعنی چنان نباشد كه فرض و اعتبار یا قرارداد یا خواست ما تعیینكننده جایگاه حلقهها در سلسله باشد؛ بلكه واقعاً در خارج چنان ترتیبی بین حلقهها وجود داشته باشد و جایگاه هر حلقهای، با صرف نظر از ما، در خارج معین باشد. به موجب این ویژگی، صف نامتناهی سربازان مصداق تسلسل فلسفی نیست؛ زیرا تعیین جایگاه هر سرباز در صف دلبخواهی یا اعتباری است؛
3. حلقههای سلسله همه با هم موجود باشند، نه اینكه یكی معدوم شود و دیگری موجود شود و... . به موجب این ویژگی، رشتهای مفروض از حوادث نامتناهی متوالی و هر امر مشابه با آن، مانند خود زمان یا حركت ازلی، مشمول تسلسل فلسفی نیست و بنا بر این برای اثبات تناهی آنها نمیتوان به امتناع تسلسل استناد كرد.
سه ویژگی فوق حداقل شروطی است كه فیلسوفان برای تسلسل لازم دانستهاند. این سه شرط، دامنه تسلسل فلسفی را بسیار محدود میكند و بسیاری از سلسلههای نامتناهی را از آن خارج میسازد. با این حال، برخی از فیلسوفان دامنه را از این هم محدودتر دانستهاند. مثلاً هر نوع ترتیب حقیقی را برای تسلسل كافی ندانستهاند، بلكه آن نوع ترتیب حقیقی را شرط دانستهاند كه ناشی از تكیه وجودی حلقهای به حلقه دیگر و تکیه آن حلقه به حلقه پیش از آن و همین طور تا بینهایت باشد، و بدین ترتیب گفتهاند که از میان انواع سلسلهها، فقط سلسلهای بیابتدا که در آن وجود هر حلقهای متوقف بر وجود حلقه پیش و مشروط به آن باشد محال است. در هر حال، این اختلاف نظر در بحث ما تأثیری ندارد؛ زیرا بنا بر همه اقوال، «سلسلهای متشکل از یک معلول و علل طولی آن» محال است نامتناهی باشد. گذشته از این، استدلالی که در اینجا بیان خواهیم کرد، مستقیماً به چنین سلسلهای میپردازد و اثبات میكند كه تسلسل در این سلسله محال است و بنا بر این نیازی نیست كه نشان دهیم این تسلسل واجد همه شرایط تسلسل محال است و مشمول دیگر براهین امتناع تسلسل نیز هست.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)