تسلسل چیست؟

به مجموعی از اشیا كه بین آنها نوعی ترتیب باشد «سلسله» و به هر یك از آن اشیا «حلقه» سلسله می‏گویند. بنا بر این، قطاری از چند شتر، صفی نامتناهی از سربازان، و رشته‏ای مفروض از حوادث نامتناهی متوالی از ازل تاكنون، سلسله‏اند. بر اساس معنای لغوی، هر سلسله‏ای تسلسل دارد؛ زیرا در لغت «تسلسل» به معنای پی‌درپی و پشت سر هم بودن و به‌اختصار به معنای ترتیب داشتن است، و آشكار است كه حلقه‏های هر سلسله‏ای پی‌درپی‏اند و ترتیب دارند. اما گاه، تسلسل در باره سلسله‏هایی به كار می‏رود كه از یك سو یا از هر دو سو حلقه‏های آنها نامتناهی باشند و بالاخره در اصطلاح خاص فلسفه، برای صدق «تسلسل»، افزون بر نامتناهی بودن حلقه‏ها، ترتیب حقیقی و معیت حلقه‏ها نیز شرط است. بنا بر این، در فلسفه، فقط سلسله‏هایی مصداق تسلسل‏اند كه دارای ویژگی‌های زیر باشند:

1. تعداد حلقه‏های سلسله بی‏نهایت باشد. به موجب این ویژگی، قطاری از چند شتر و به طور كلی هیچ سلسله متناهی دیگری مصداق تسلسل فلسفی نیست؛

2. ترتیب حلقه‏های سلسله، حقیقی باشد، نه قراردادی؛ یعنی چنان نباشد كه فرض و اعتبار یا قرارداد یا خواست ما تعیین‏كننده جایگاه حلقه‏ها در سلسله باشد؛ بلكه واقعاً در خارج چنان ترتیبی بین حلقه‏ها وجود داشته باشد و جایگاه هر حلقه‏ای، با صرف نظر از ما، در خارج معین باشد. به موجب این ویژگی، صف نامتناهی سربازان مصداق تسلسل فلسفی نیست؛ زیرا تعیین جایگاه هر سرباز در صف دل‌بخواهی یا اعتباری است؛

3. حلقه‏های سلسله همه با هم موجود باشند، نه اینكه یكی معدوم شود و دیگری موجود شود و... . به موجب این ویژگی، رشته‏ای مفروض از حوادث نامتناهی متوالی و هر امر مشابه با آن، مانند خود زمان یا حركت ازلی، مشمول تسلسل فلسفی نیست و بنا بر این برای اثبات تناهی آنها نمی‏توان به امتناع تسلسل استناد كرد.

سه ویژگی فوق حداقل شروطی است كه فیلسوفان برای تسلسل لازم دانسته‏اند. این سه شرط، دامنه تسلسل فلسفی را بسیار محدود می‏كند و بسیاری از سلسله‏های نامتناهی را از آن خارج می‌سازد. با این حال، برخی از فیلسوفان دامنه را از این هم محدودتر دانسته‏اند. مثلاً هر نوع ترتیب حقیقی را برای تسلسل كافی ندانسته‏اند، بلكه آن نوع ترتیب حقیقی را شرط دانسته‏اند كه ناشی از تكیه وجودی حلقه‏ای به حلقه دیگر و تکیه آن حلقه به حلقه پیش از آن و همین طور تا بی‌نهایت باشد، و بدین ترتیب ‌گفته‏اند که از میان انواع سلسله‌ها، فقط سلسله‌ای بی‌ابتدا که در آن وجود هر حلقه‏ای متوقف بر وجود حلقه پیش و مشروط به آن باشد محال است. در هر حال، این اختلاف نظر در بحث ما تأثیری ندارد؛ زیرا بنا بر همه اقوال، «سلسله‌ای متشکل از یک معلول و علل طولی آن» محال است نامتناهی باشد. گذشته از این، استدلالی که در اینجا بیان خواهیم کرد، مستقیماً به چنین سلسله‌ای می‏پردازد و اثبات می‏كند كه تسلسل در این سلسله محال است و بنا بر این نیازی نیست كه نشان دهیم این تسلسل واجد همه شرایط تسلسل محال است و مشمول دیگر براهین امتناع تسلسل نیز هست.