برای اثبات امتناع دور، نخست باید به تحلیل مفهوم «نیازمندی» بپردازیم و ببینیم اینكه گفته میشود شیئی از جهتی به شیء دیگری نیاز دارد مستلزم چه اموری است. فرض كنید مفهوم 1C در تعریف، یعنی برای شناخته شدن، به مفهوم 2C نیازمند باشد. معنای فرض بالا این است كه مفهوم 2C میتواند مفهوم 1C را بشناساند و بهاصطلاح میتواند نیاز 1C را در شناخته شدن برآورَد. نیز فرض كنید گزاره 1P در اثبات به گزاره 2P نیازمند است. باز معنای این فرض این است كه گزاره 2P میتواند 1P را اثبات كند؛ یعنی گزاره 2P میتواند نیاز 1P را در اثبات شدن برآورَد. اگر در موارد دیگر نیز دقت كنیم، روشن میشود كه به طور كلی وقتی گفته میشود «a در x به b نیازمند است»، در معنای آن نهفته است كه «b میتواند نیاز a را در x برآورَد». بنا بر این، شیء فقط به برآورنده نیازش میتواند نیازمند باشد و محال است و بَل اساساً بیمعناست كه به چیزی نیازمند باشد كه نمیتواند نیازش را برآورد. همچنین آشكار است كه نیازمندی مستلزم فقدان و نداشتن است و برآوردنِ نیاز مستلزم وجدان و داشتن است. مثلاً مفهوم 1C، چون نیازمند است كه شناخته شود، پس شناختهشده نیست و فاقد این ویژگی است، و بهعكس، مفهوم 2C، چون شناساننده و برآورنده این نیاز است، پس شناختهشده است و واجد این ویژگی است. با توجه به این تحلیل، روشن است كه «نیازمند بودن a در x به b» مستلزم دو امر زیر است:
1. a با صرف نظر از b، x را ندارد؛
2. b با صرف نظر از a، x را دارد.
اكنون به اثبات امتناع دور میپردازیم. گفتیم كه دور، یعنی نیازمند بودن a در x به b، كه b خود، بیواسطه یا باواسطه، در x به a نیازمند است. اكنون طبق تحلیل پیش، چون «a در x به b نیازمند است»، پس a با صرف نظر از b، x را ندارد و b با صرف نظر از a، x را دارد؛ و چون «b نیز در x به a نیازمند است»، پس b نیز با صرف نظر از a، x را ندارد و a با صرف نظر از b، x را دارد. در نتیجه، طبق تعریف دور، a با صرف نظر از b، هم x را دارد و هم ندارد، و همچنین b نیز با صرف نظر از a، هم x را دارد و هم ندارد، كه این تناقض است. پس دور مستلزم تناقض، بلكه مستلزم دو تناقض، و محال است.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)