//-->

در اولین نشست مرکز آموزش اندیشه های بنیادین، حجت الاسلام دکتر الهی راد به تبیین منظومه ای بودن محتوای طرح ولایت و نقش آن در تربیت اسلامی پرداختند

به گزارش روابط عمومی مرکز آموزش اندیشه های بنیادین (مآب) اولین نشست تخصصی مرکز مآب در نمایشگاه دستآوردهای پژوهشی موسسه امام خمینی (ره) برگزار شد.

در این نشست حجت الاسلام والمسلمین دکتر الهی راد مؤلف کتاب انسان شناسی، رئیس سابق مرکز آموزش اندیشه های بنیادین (مآب) و عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) به تبیین منظومه ای بودن محتوای طرح ولایت و نقش آن در تربیت اسلامی پرداختند.

حجت الاسلام والمسلمین دکتر الهی راد گفت: نظام‌مند بودن محتوای طرح ولایت یکی از ویژگی‌های مهم آن است. اسلام‌شناسان باید به این مسأله مهم پاسخ دهند، که آیا اسلام یک نظام فکری منسجم دارد یا نه. در رشته‌های مربوط به علوم طبیعی یک نظام  فکری وجود دارد؛ به این معنا که از یک سری معرفت‌های پایه شروع می‌کنند و آجرهای معرفتی را روی هم می‌چینند تا بر اساس این معرفت‌ها، مسائل علوم مورد نظر خویش را حل کنند. برای مثال، علومی همانند «هوا ـ فضا»، «مهندسی هسته‌ای»، یا «پزشکی» در یک منظومه فکری منسجم مبتنی بر علوم پایه‌ای همچون ریاضی، فیزیک، زیست و شیمی تولید می‌شود. سؤال این است که آیا دین چنین نظام فکری‌ای دارد یا خیر.

ایشان افزودند: به دو طریق می‌توانیم دین را تصویر کنیم؛ یکی تصویر دین به مثابه دسته گلی متشکل از شاخه گل‌های زیبا با رنگ‌های مختلفی است که با نخی به هم گره خورده‌اند. این گل‌ها ارتباط ارگانیک با هم ندارند؛ یکی گل یاس است و دیگری گل محمدی و گل‌های دیگر. دسته گلی است با شاخه گل‌های متفاوت که ربطی به هم ندارند. این یک نگاه است.

مؤلف کتاب انسان شناسی گفت: نگاه دیگر این است که دین درخت‌واره است؛ یعنی همانند یک درخت، ریشه‌ای دارد، تنه‌ای دارد، و شاخه‌هایی دارد. قرآن کریم دین و معارف دینی را همچون درخت، نظام‌مند می‌داند؛ یعنی معارف دین را دارای یک نظام فکری منسجم و به هم پیوسته می‌داند. آیه‌ای در قرآن هست که در تاریخ اندیشه دینی از این جهت کم‌تر به آن توجه شده است. خداوند متعال در سوره ابراهیم (ع)، آیه ۲۴ می‌فرماید: «أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ: آیا ندیدی چگونه خداوند کلمه طیب و گفتار و پندار پاکیزه را به درخت پاکیزه‌ای تشبیه کرده که ریشه آن در زمین ثابت، و شاخه آن در آسمان است و هر لحظه با اذن پروردگارش ثمر می‌دهد؟ خدا با تشبیه و مَثَل برای مردم سخن می‌گوید، تا شاید متذکر شوند».

وی افزود: این آیه، را می‌توان ناظر به ویژگی‌های محتوای طرح ولایت دانست. «کلمه» در این‌جا یعنی اندیشه و اعتقاد. می‌فرماید مَثَل کلمه طیّب ـ که در این‌جا منظور دین  اسلام است ـ مَثَل درختی پاک و طاهر است. ویژگی‌های این درخت چیست؟ می‌فرماید: «اصلها»، یعنی این درخت ریشه دارد؛ همان‌طور که هر درخت طاهری ریشه دارد، دین هم ریشه دارد. سپس می‌فرماید: «اصلها ثابت»، این ریشه ثابت است؛ یعنی مستحکم است. این نکته وقتی اهمیت بیش‌تر پیدا می‌کند که می‌بینیم قرآن اندیشه باطل و عقاید فاسد را به نداشتن اصل و ریشه وصف می‌کند؛ چنانکه در آیه بعد می‌فرماید: «وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ». کلمه خبیث همانند درخت خبیث بی‌ریشه است و استحکام و ثبات ندارد؛ اما شجره طبیه ریشه دارد؛ ریشه‌ای ثابت و مستحکم. بعد می‌فرماید: «و فرعها فی السماء»، این درخت طیبه ریشه دارد و تنه دارد و شاخ و برگ‌هایی که از دل همان ریشه برآمده است و نسبت شاخ و برگ با ریشه و تنه درخت یک نسبت ارگانیک و  منسجم است. با توجه به همین ویژگی مهم است که چنین درختی از ثمرات و میوه‌های با برکتی برخوردار می‌گردد.

عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) گفت: خوب ریشه اسلام کجاست؟ تنه و شاخ و برگ اسلام کجاست؟ نظام فکری اسلام چیست؟ قرآن کریم در این آیه شریفه می‌فرماید اسلام منظومه فکری دارد که باید استخراج شود. اگر اسلام و معارف اسلامی را این‌چنین درخت‌واره ببینیم و از ریشه‌ها غافل نباشیم، «تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا»، آن وقت آثار و میوه‌های این درخت را می‌بینیم که چقدر برکتش زیاد می‌شود.

دکتر الهی راد گفت: من همین‌جا با نگاه انتقادی به نوع تربیت اعتقادی در جامعه عرض می‌کنم: یکی از مشکلات اساسی این است که ما فقط یاد گرفته‌ایم شبهه جواب دهیم. شبهه‌ای می‌آید، جوابش را می‌دهیم. دوباره شبهه جدیدی می‌آید، آن را هم جواب می‌دهیم. تا کی باید شبهه جواب دهیم؟! من لزوم پاسخ‌گویی به شبهات را انکار نمی‌کنم، ولی یک راه درست‌تری در اسلام وجود دارد و آن این است که ما به‌جای تمرکز بر پاسخ‌گویی به شبهات، به تعمیق نظام فکری اسلام بپردازیم و ریشه‌های اندیشه اسلامی را مرکز توجه و نگاه خود قرار دهیم.

حجت الاسلام والمسلمین دکتر الهی راد گفت: وقتی جوانان ما با نظام فکری اسلام به‌طور بنیادین و مستحکم آشنا شوند، چون که صد آمد، نود هم پیش ما است؛ خودشان توانمند می‌شوند و می‌توانند بسیاری از شبهات را پاسخ دهند؛ مثل تفاوت این‌که شما به کسی ماهی بدهید یا ماهی‌گیری یاد بدهید. یک جوان فرهیخته مسلمان که از چنین نظام فکری برخوردار است، وقتی با یک شبهه مواجه شود، آن سؤال و شبهه را به نظام فکری خود عرضه می‌کند و بدین ترتیب با بصیرت و بینش حاصل از نگاه نظام‌مند به معارف اسلامی می‌تواند جایگاه شبهه را در نظام فکری خود به‌درستی تشخیص بدهد و با تحلیل و نقد مناسب، به حل آن نایل شود. این ویژگی نگاه نظام‌وار در تربیت اعتقادی است.

وی افزود: پس دو روش در آشنایی با اسلام‌ وجود دارد؛ در نگاه اول، معارف دینی دسته گلی تشکیل یافته از شاخه‌گل‌های بی‌ربط به هم است. در این نگاه، ما همواره باید منتظر باشیم سؤالی مطرح شود و شبهه‌ای بروز کند و عده‌ای دچار شبهه شوند، تا ما اگر پاسخ شبهه را بلد باشیم، تازه به پاسخ‌گویی اقدام کنیم. اگر هم بلد نباشیم، ابتدا باید برویم و یاد بگیریم و سپس به پاسخ‌گویی بپردازیم. در نگاه دوم ـ هم‌چنان‌که خود قرآن معرفی می‌کند ـ اسلام و معارف اسلامی شجره طیبه‌ای است که اصل و فرع دارد. با تبیین نظام فکری اسلام بسیاری از شبهات خودبه‌خود پاسخ داده می‌شوند و بقیه نیز با توجه به اصل و فرع مباحث و با لحاظ ارتباط ارگانیک آن‌ها، به‌سهولت قابل تحلیل و نقد خواهند بود.

حجت الاسلام والمسلمین دکتر الهی راد گفت: یکی از آسیب‌های روحانیت این است که آشنایی بسیاری از ایشان با نظام فکری اسلام مطلوب نیست و عمق لازم را ندارند؛ بنابراین در حوزه تربیت جوانان دچار کاستی می‌شوند و نمی‌توانند اسلام را خوب و درست معرفی کنند. اگر ما روحانیون مربی این جامعه هستیم و اگر تربیت جامعه به عهده ما است، دیگر نمی‌توانیم درباره استخراج نظام فکری اسلام و تدوین آن اهمال کنیم. ما اگر به این امر مهم ورود نکنیم، کسان دیگری که به تعبیر مقام معظم رهبری صلاحیت لازم ندارند، وارد این عرصه‌ها می‌شوند و جامعه را به انحراف می‌کشانند.

ایشان افزودند: برای ما بسیار پیش آمده است که جوانی می‌آید و مسأله‌ای می‌پرسد. ما اغلب می‌خواهیم خیلی مستقیم و عریان و بدون ریشه‌یابی جواب این جوان را بدهیم، درحالی‌که ابتدا باید ببینیم ریشه مسأله کجا است؛ چه شده است که این سؤال را مطرح می‌کند. به‌ظاهر درباره معاد یا هدف آفرینش سؤال می‌کند، درباره اخلاق و حجاب سؤال می‌کند، اما اگر دقت کنید، می‌بینید ریشه مسأله‌اش چیز دیگری است. گاهی در اصل وجود خدا مشکل دارد، گاهی بدتر، به لحاظ معرفتی دچار شکاکیت و نسبیت  معرفتی است.

مؤلف کتاب انسان شناسی گفت: بارها پیش آمده است کسی درباره مشکلات سیاسی سؤال داشته است، کمی بررسی کرده‌ایم، دیده‌ایم اصلاً درباره اصل خداشناسی اشکال دارد؛ مسأله‌اش اصل وجود خدا است. کمی بیش‌تر که بررسی کرده‌ایم دیده‌ایم دچار شکاکیّت و نسبیّت معرفتی است. این جوان که دچار شکاکیت و نسبیت است، ما نمی‌توانیم با او درباره خدا و دین و عصمت حرف بزنیم. می‌گوید: مگر چیزی قابل اثبات است؟! مگر معرفت مطلقی قابل دفاع است؟! اصلاً مگر ما می‌توانیم به شناخت واقعیات دست پیدا کنیم؟! نگاه منظومه‌ای به دین این خدمت را به ما می‌کند که از پایه‌ای‌ترین معارف شروع  می‌کنیم، سپس باقی معارف را بر آن معارف پایه بنا می‌کنیم. به این دیدگاه، در معرفت‌شناسی «مبناگروی» می‌گوییم. طبق این دیدگاه، از یک سری مبانی یقینی شروع می‌کنیم و معرفت‌های معتبر را روی هم می‌چینیم تا به مباحث روبنایی می‌رسیم.

رئیس سابق مرکز آموزش اندیشه های بنیادین (مآب) گفت: در نظام معرفتی طرح ولایت شش محور وجود دارد؛ ابتدا مباحث «معرفت‌شناسی» است. معرفت‌شناسی پایه‌ای برای «خداشناسی» است. معرفت‌شناسی و خداشناسی به‌نوبه خود، پایه «انسان‌شناسی» هستند و این سه (معرفت‌شناسی، خداشناسی، و انسان‌شناسی) پایه برای «فلسفه اخلاق» هستند. سپس این چهار کتاب پایه هستند برای «فلسفه حقوق» و در پایان، این پنج کتاب پایه‌های «فلسفه سیاست» را تشکیل می‌دهند. از این‌جا نتیجه می‌گیریم اگر کسی بخواهد نگاهی منطقی و جامع به دین داشته باشد، قبل از این‌که پنج مبنای اول را تحصیل کند، نمی‌تواند درباره فلسفه سیاست حرفی بزند.

حجت الاسلام دکتر الهی راد گفت: اگر بخواهید مشروعیت الهی حاکم یا ولایت مطلقه فقیه را به‌صورت منطقی اثبات کنید، نمی‌توانید هیچ‌یک از پنج محور پیشین را نادیده بگیرید. اگر حتی یکی از این محورها را حذف کنید، نظریه ولایت فقیه غیر قابل اثبات و دفاع می‌شود. اگر کسی از نظر معرفت‌شناسی شکاکیت را قبول کند، هیچ بحثی با او به ثمر نمی‌نشیند. توحید مبنای ولایت فقیه است. ولایت فقیه در واقع محصول نگاه توحیدی به امور اجتماعی ـ سیاسی است.

وی افزود: درباره ارتباط انسان‌شناسی با فلسفه سیاست، اگر مباحث انسان‌شناسی مورد توجه قرار نگیرد و مثلاً اگر حقیقت انسان مشخص نشود، چه دلیل موجهی برای بعثت انبیا وجود خواهد داشت؟ مگر حیوانات به دین و پیامبر و ولی فقیه نیاز دارند؟ چرا درباره انسان چنین نباشد؟

حجت الاسلام والمسلمین دکتر الهی راد گفت: یک کار مهمی که در فلسفه اخلاق رخ می‌دهد و مبنای کلیدی برای همه مباحث در حوزه‌های ارزشی قرار می‌گیرد، «واقع‌گرایی اخلاقی» است. آیا مفاهیمی مانند خوب و بد، درست و نادرست، باید و نباید، از واقعیت‌هایی عینی و خارج از ذهن و سلیقه و اراده ما حکایت می‌کنند یا خیر؟ اگر مثل غربی‌ها بگوییم: «خوب» یعنی آن‌چه انسان می‌خواهد و دوست دارد و «بد» یعنی  آن‌چه او نمی‌خواهد و خوشش نمی‌آید، دیگر از این دیدگاه، ولایت فقیه درنمی‌آید؛ چون ولایت فقیه می‌خواهد ارزش‌های اسلامی را پیاده کند. بر اساس دیدگاه غیرواقع‌گرایی و نسبیت در اخلاق، مبنای حکومت چیزی جز خواست و اراده ما نمی‌تواند باشد؛ و این یعنی دموکراسی غربی نه ولایت فقیه.

وی افزود: در فلسفه حقوق هم که درباره حق و پیرامون آن بحث می‌کند، اگر بگوییم حق به واقعیتی مستقل از خواست و سلیقه انسان اشاره ندارد، بلکه تابع اراده و میل او است، در این صورت دیگر حق الهی و حقوق اسلامی معنا ندارد. از این منظر، حق آن چیزی است که ما می‌خواهیم! این همان حقوق طبیعی و پوزیتیویستی است، نه حقوق اسلامی!

رئیس سابق مرکز آموزش اندیشه های اسلامی (مآب) گفت: این‌گونه است که بسیاری از دانشجویان و طلاب و دیگرانی که در دوره آموزش مبانی اندیشه اسلامی (طرح ولایت) شرکت می‌کنند، تحول بسیار بزرگی در زندگی آن‌ها رخ می‌دهد. با آموختن منظومه اندیشه اسلامی در قالب این شش محور، قوامی در زندگی تربیتی این‌ها اتفاق می‌افتد و آن‌ها نگاه تمدنی خود را با استواری و استقامت و به دور از تزلزل و تردید تنظیم می‌کنند و شکل می‌دهند.

عضو شورای سیاستگذاری مرکز آموزش اندیشه های بنیادین (مآب) گفت: بی‌راه نیست که مقام معظم رهبری درباره طرح ولایت تعابیر بلندی دارند که ما مشابه آن را درباره طرح دیگری سراغ نداریم. در جایی می‌فرمایند: این کار خوب است و امتیاز آن نسبت به کارهای خوب دیگر این است که این کار خوب، بنیان‌سازی می‌کند. یعنی همه کارهای خوب را داشته باشی ولی بنیاد و زیرساخت نداشته باشی، چه فایده‌ای دارد؟! یا همین سال گذشته، حضرت آقا فرمودند: این طرح فرصت بزرگی برای نظام بوده، هست، و خواهد بود. ربع قرن از آغاز طرح ولایت گذشته است، چرا حضرت آقا می‌فرماید: هنوز فرصت بزرگی برای نظام است؟ جای تأمل دارد! یا در جای دیگر فرموده‌اند: هرچه برای این  طرح سرمایه‌گذاری شود زیاد نیست. چرا چنین می‌گویند؟ چون حاصلش را می‌بینند؛ یعنی این‌که دوستان می‌آیند و معارف اسلامی را به‌صورت اندیشه‌ای مستحکم و منسجم و منظومه‌وار به دست می‌آورند.