وجود خداوند را با برهان عقلی معتبر بدون استفاده از امتناع دور و تسلسل چگونه می‌توان اثبات کرد؟

بنا بر اصل علیت، هر سلسله علّی ـ معلولی لزوماً واجد علت نخستین است که خودْ معلول چیزی نیست. در نتیجه، هر سلسله طولی متشکل از یک معلول و علت‌های آن، که در آن، علت‌ها علت فاعلی باشند، لزوماً واجد علت فاعلی نخستین است. با توجه به مناط احتیاج معلول به علت، علت فاعلی نخستین كه معلول چیزی نیست، واجب بالذات است. مقدمات دیگر برهان، مشابه برهان مبتنی بر امتناع دور و تسلسل است. اینک، شکل منطقی این برهان:

(1) موجودی هست؛ (بدیهی)

(2) هر موجودی، یا واجب بالذات است یا ممکن بالذات؛ (کتاب خداشناسی، درس 2، شماره 2ـ5 1)

(3) پس موجود مفروض یا واجب بالذات است یا ممکن بالذات؛ (از 1 و 2)

(4) اگر موجود مفروض واجب بالذات باشد، واجب بالذات وجود دارد؛ (بدیهی)

(5) اگر موجود مفروض ممکن بالذات باشد، مستلزم این است که واجب بالذات همراه آن وجود داشته باشد؛ زیرا:

(1ـ5) ممکن بالذات مفروض، معلول علت یا علل فاعلی طولی است كه همراه آن موجودند و با آن سلسله‌ای را تشکیل می‌دهند؛ (کتاب خداشناسی، درس 6 2)

(2ـ5) این سلسله لزوماً واجد علت فاعلی نخستین است؛ (کتاب خداشناسی، درس 7، شماره 3 3)

(3ـ5) علت فاعلی نخستین واجب بالذات است؛ (کتاب خداشناسی، درس 3، شماره 3 4)

:نتیجه در هر حال، واجب بالذات وجود دارد. (از 3، 4 و 5)

 



1. با توجه به تعریف «واجب بالذات»، «ممتنع بالذات» و «ممکن بالذات» می‌توان نتیجه گرفت که هر چه موجود است، یا واجب بالذات است، یا ممکن بالذات؛ زیرا هر شیئی که آن را تنها و با صرف نظر از شرایط دیگر در نظر بگیریم، یا وجود برایش ضروری است، یا عدم، یا هیچ کدام. پس هر شیئی یا واجب بالذات است، یا ممتنع بالذات، و یا ممکن بالذات. اما برای ممتنع بالذات، عدم ضروری است، و بنابراین، ممتنع بالذات هیچ گاه موجود نمی‌شود. پس هرچه وجود دارد، یا واجب بالذات است، یا ممکن بالذات.

2. بر اساس قانون «سنخیت علّی معلولی» و قانون «معیّت علّی معلولی»، علل وجودبخش که از معلول خود کامل‌ترند، ضرورتاً همراه آن موجودند.

3. با تکیه بر امتناع تسلسل این نتیجه به دست می‌آید که سلسله علّی‌ـ معلولی طولی نمی‌تواند نامتناهی باشد. علت فاعلی از جمله علل حقیقی است، و بنابراین، سلسله‌ای طولی متشکل از یک معلول و علت‌های آن که در آن، علت‌ها علت فاعلی باشند، نمی‌تواند نامتناهی باشد. این را اصطلاحاً «امتناع تسلسل در علل فاعلی» می‌گویند. همچنین با تکیه بر امتناع دور به دست می‌آید که ممکن نیست چیزی که چیزی دیگر از جهتی به آن نیازمند است، به همان چیز از همان جهت ـ بی‌واسطه یا باواسطه ـ نیازمند باشد. از آن رو که معلول در وجود خود به علت فاعلی نیازمند است، نتیجه می‌گیریم که ممکن نیست علت فاعلی در وجود به معلول خود ـ بی‌واسطه یا باواسطه ـ نیازمند باشد. این را اصطلاحاً «امتناع دور در علل فاعلی» می‌گویند.

4. مناط احتیاج معلول به علت، امکان ذاتی آن است؛ بنابراین اگر موجودی باشد که معلول نباشد و به علت نیاز نداشته باشد، دیگر ممکن نخواهد بود، بلکه واجب بالذات خواهد بود؛ زیرا هر موجودی یا ممکن بالذات است یا واجب بالذات.