در یکی از برهانهای اثبات وجود خدا میكوشیم با استفاده از مفهوم «ربط» و «استقلال»، و آنچه درباره وجودبخشی علت فاعلی آموختهایم، وجود خداوند را اثبات كنیم. برای این منظور، مرور اجمالی نتایجی كه در این خصوص به دست آوردیم لازم است.
با تحلیل وجودبخشی علت فاعلی به این نتیجه میرسیم كه وقتی میگوییم چیزی، مانند 1A، علت فاعلی است و چیزی دیگر، مانند a، معلول اوست، و به طور معمول چنین تعبیر میكنیم كه 1A به a وجود میدهد و آن را ایجاد میكند، بدین معناست كه 1A نسبت به a مستقل است و a نسبت به 1A رابط؛ a خودِ عملِ ایجاد كردن و فعلِ 1A است، نه نتیجه و حاصل ایجاد؛ و a همان ربط به 1A است، نه دارای ربط به آن.
میتوان فرض كرد كه 1A نیز معلولِ علت وجودبخشِ دیگری باشد، و در این صورت، 1A نسبت به آن علتْ رابط است، و آن علتْ نسبت به 1A مستقل. اما همه موجوداتی كه معلول فرض شوند، وجود رابط خواهند بود و تنها موجودی مطلقاً مستقل خواهد بود كه معلول هیچ موجود دیگری نباشد. در فلسفه، وقتی واژه «مستقل» را به كار میبرند و میگویند «موجود مستقل»، مقصودْ مستقل مطلق است، نه مستقل نسبی؛ در نتیجه عقلاً هر موجودی یا رابط است یا مستقل، و حالت سومی در كار نیست.
همه این مطالب، بر این فرض مبتنی است كه موجود مستقل وجود داشته باشد. اگر A علت فاعلی باشد و a معلولِ آن، a وجود رابط است، و اگر A خودْ معلولِ علتی نباشد، آن گاه A موجود مستقل است. اما آیا موجود مستقل وجود دارد؟ مقصود ما در این برهان این است كه از تحلیل دقیق رابطه وجودبخشی استفاده كنیم و وجود خداوند را با عنوان «موجود مستقل» اثبات كنیم.
در این برهان برخی از مقدمات بدیهیاند، و در برخی مقدمات دیگر نیز از قانون معیت، و لزوم علت فاعلی نخستین برای معلول استفاده شده است. با توجه به تحلیل وجودبخشی علت فاعلی، در این برهان از مفهوم «موجود رابط» به جای معلول، و از مفهوم «طرف ربط» به جای علت فاعلی، و از مفهوم «موجود مستقل» به جای علت فاعلی نخستین بهره میگیریم.
پس بنا بر نتیجهای که از قانون معیت به دست میآید «اگر موجود رابط وجود داشته باشد، طرف ربط ضرورتاً همراه آن وجود دارد» و بنا بر اینکه هر سلسله طولی متشکل از موجودی رابط و طرفهای ربط آن، لزوماً واجد موجود مستقل است. خلاصه این برهان را میتوان به صورت زیر بیان کرد:
(1) موجودی هست؛ (بدیهی)
(2) هر موجودی، یا مستقل است یا رابط؛ (کتاب خداشناسی، درس 5، شماره 4 1)
(3) پس موجود مفروض، یا مستقل است یا رابط؛ (از 1 و 2)
(4) اگر موجود مفروض مستقل باشد، موجود مستقل وجود دارد؛ (بدیهی)
(5) اگر موجود مفروض رابط باشد، مستلزم این است که موجود مستقل همراه آن وجود داشته باشد؛ زیرا:
(1ـ5) موجود رابط مفروض، معلول طرف ربط یا طرفهای ربط طولی است كه همراه آن موجودند و با آن سلسلهای را تشکیل میدهند؛ (کتاب خداشناسی، درسهای 5 2 و 6 3)
(2ـ5) این سلسله لزوماً واجد موجود مستقل است؛ (کتاب خداشناسی، درس 7، شماره 3 4، و درس 5 5)
:نتیجه در هر حال، موجود مستقل وجود دارد. (از 3 ، 4 و 5)
1. هر دو موجودی را با هم بسنجیم، یا یکی از آنها عین ربط به دیگری است، یا چنین نیست. در صورت نخست، یکی موجود رابط و دیگری نسبت به آن مستقل است، و در صورت دوم، هر دو نسبت به یکدیگر مستقلاند. از باب مثال، فرض کنید A، B، C و D چهار موجودند، و A ربط به B است و هیچ یک از C و D ربط به دیگری نیستند. در این صورت، A موجود رابط است و B نسبت به آن مستقل. نیز C و D هر دو نسبت به هم مستقلاند. اکنون هر یک از B، C و D را نیز میتوان با موجودات دیگر سنجید. فرض کنید هر یک از B و C نسبت به چیزی دیگر رابط باشند، ولی D نسبت به هیچ چیز رابط نباشد و از هر موجود دیگری مستقل باشد. در این صورت، B و C گرچه مستقل نسبیاند، در واقع، آنها هم موجود رابطاند و تنها D مستقل مطلق است. پس اگر شیئی را فرض كنیم كه معلول هیچ علتی نباشد، چنین شیئی نسبت به هیچ چیزی رابط نیست و لذا مستقل مطلق است. در فلسفه، وقتی واژه «مستقل» را به كار میبرند و میگویند «موجود مستقل»، مقصود مستقل مطلق است، نه مستقل نسبی. با توجه به این نكته و با توجه به اینكه بیاستثنا هر معلولی به علت فاعلی نیازمند است، میتوان گفت بیاستثنا هر موجودی که معلول باشد، موجود رابط است و هر موجودی که غیر معلول باشد، موجود مستقل است. اما میدانیم كه عقلاً هر موجودی، یا معلول است یا غیر معلول. پس میتوان نتیجه گرفت كه عقلاً هر موجودی، یا موجود رابط است یا موجود مستقل، و بهاختصار، هر موجودی یا رابط است یا مستقل و حالت سومی وجود ندارد.
2. معلول عین ایجاد است و ایجاد ربط به علت وجودبخش است. نتیجه روشن این دو جمله این است که معلول عین ربط به علت وجودبخش است. این بدان معناست که همان طور که فعل «ایجاد» موجود مستقلی نیست و خود ربط و بهاصطلاح، موجود رابط است، حقیقت معلول نیز چنین است. معلول موجودی مستقل از علت وجودبخش نیست، بلکه عین ربط و موجود رابط است.
3. بر اساس قانون «سنخیت علّی معلولی» و قانون «معیّت علّی معلولی»، علل وجودبخش که از معلول خود کاملترند، ضرورتاً همراه آن موجودند.
4. با تکیه بر امتناع تسلسل این نتیجه به دست میآید که سلسله علّیـ معلولی طولی نمیتواند نامتناهی باشد. علت فاعلی از جمله علل حقیقی است، و بنابراین، سلسلهای طولی متشکل از یک معلول و علتهای آن که در آن، علتها علت فاعلی باشند، نمیتواند نامتناهی باشد. این را اصطلاحاً «امتناع تسلسل در علل فاعلی» میگویند. همچنین با تکیه بر امتناع دور به دست میآید که ممکن نیست چیزی که چیزی دیگر از جهتی به آن نیازمند است، به همان چیز از همان جهت ـ بیواسطه یا باواسطه ـ نیازمند باشد. از آن رو که معلول در وجود خود به علت فاعلی نیازمند است، نتیجه میگیریم که ممکن نیست علت فاعلی در وجود به معلول خود ـ بیواسطه یا باواسطه ـ نیازمند باشد. این را اصطلاحاً «امتناع دور در علل فاعلی» میگویند.
5. معلول عین ایجاد است و ایجاد ربط به علت وجودبخش است. نتیجه روشن این دو جمله این است که معلول عین ربط به علت وجودبخش است. این بدان معناست که همان طور که فعل «ایجاد» موجود مستقلی نیست و خود ربط و بهاصطلاح، موجود رابط است، حقیقت معلول نیز چنین است. معلول موجودی مستقل از علت وجودبخش نیست، بلکه عین ربط و موجود رابط است.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)