یکی دیگر از اوصاف فعلی خداوند قضا و قدر1 است. برای فهم بهتر قضا و قدر الهی، لازم است نخست در باره سرنوشت توضیح دهیم. مقصود از سرنوشتِ یک موجود کمیت، کیفیت و دیگر ویژگیها، و به طور کلی نحوه وجود آن موجود در مراحل مختلف وجود آن است. روشن است که برای برخی موجودات، در مراحل مختلف وجودشان، کمیتها، کیفیتها و به طور کلی نحوههای مختلفی از وجود را میتوان فرض کرد. مثلاً میتوان فرض کرد که کسی در روز شنبه هفتاد کیلوگرم وزن داشته باشد، به ملاقات دوستش برود، شاد باشد و...، همان گونه که میتوان به جای هر یک از آنها فرضهای دیگری را نیز در نظر آورد. نیز میتوان فرض کرد که وی به مرگ طبیعی از دنیا برود یا بر اثر تصادف کشته شود یا در جبهه جنگ به شهادت برسد، و در نهایت، اهل دوزخ باشد یا بهشت. هر یک از فرضهای ممکن در باره نحوه وجود شخص مزبور در مراحل مختلف، سرنوشت وی نامیده میشوند. البته روشن است که از مجموع فرضهایی که به جای یکدیگر ممکناند، تنها یکی از آنها، یعنی همان فرضی که علت تامه آن تحقق مییابد، رخ میدهد. بنا بر این، تنها یکی از سرنوشتهای قابل فرض برای هر موجودی ضرورت و حتمیت مییابد. رابطه سرنوشت هر موجودی را با خداوند «قضا و قدر الهی» میگویند و ما در اینجا بهاختصار، آن را «قضا و قدر» مینامیم.
از سوی دیگر، میدانیم که خداوند دارای علم مطلق ذاتی به غیر خود است و افزون بر آنکه به اصل وجود هر موجودی از پیش علم دارد، به تمام ویژگیهای آن در هر مرحله از وجودش به همان صورتی که واقع میشود، یعنی به سرنوشت او نیز عالم است. این را اصطلاحاً «قضا و قدر علمی» مینامند. نیز هر موجودی به مقتضای خالقیت و ربوبیت مطلق خداوند، افزون بر آنکه در اصل وجودش نهایتاً به خداوند وابسته است، در تمام ویژگیهای وجود عینیاش نیز به او وابستگی دارد. این را اصطلاحاً «قضا و قدر عینی» مینامند. بنا بر این، قضا و قدر علمی یعنی شمول علم الهی نسبت به سرنوشت موجودات، یا به عبارت دیگر، یعنی اینکه خداوند از پیش سرنوشت هر موجودی را میداند، و قضا و قدر عینی یعنی شمول خالقیت و ربوبیت خداوند نسبت به سرنوشت آنها، و به عبارت دیگر، یعنی اینکه سرنوشت هر موجودی به خداوند وابسته است و هر موجودی همان سرنوشتی را دارد که خداوند آن را ایجاد و تدبیر میکند.
بنا بر تعریفی که گفتیم، سرنوشت موجوداتی مانند انسان را میتوان به دو قسم حتمی و غیر حتمی تقسیم کرد. مقصود از سرنوشت حتمی یک موجود، نحوه وجود آن موجود در مراحل مختلف وجود آن است؛ مشروط به اینکه این نحوه وجودْ حتمی و ضروری و تخلفناپذیر باشد. بدین ترتیب، قضا و قدر علمی و عینی نیز یا حتمیاند یا غیر حتمی.
قضا و قدر علمی و عینی حتمی نیز ممکن است با اختیار موجودات دیگر، از جمله انسان ناسازگار به نظر آیند. در جای خود توضیح داده شده است که چنین نیست، و با اینکه همه چیز، از جمله افعال انسان، مشمول قضا و قدر حتمی الهی است، مختار بودن انسان مخدوش نمیشود.
پانوشت
1. «واژه «قدَر» به معنای اندازه، و «تقدیر» به معنای سنجش و اندازهگیری و چیزی را با اندازه معینی ساختن است، و واژه «قضا» به معنای یکسره کردن و به انجام رساندن و داوری کردن (که آن هم نوعی به انجام رساندن است) استعمال میشود، و گاهی این دو واژه به صورت مترادف و به معنای «سرنوشت» به کار میرود.
منظور از تقدیر الهی این است که خدای متعال برای هر پدیدهای اندازه و حدود کمّی و کیفی و زمانی و مکانی خاصی قرار داده است که تحت تأثیر علل و عوامل تدریجی تحقق مییابد، و منظور از قضای الهی این است که پس از فراهم شدن مقدمات و اسباب و شرایط یک پدیده، آن را به مرحله نهایی و حتمی میرساند. طبق این تفسیر، مرحله تقدیر قبل از مرحله قضا و دارای مراتب تدریجی است و شامل مقدمات بعید و متوسط و قریب میشود و با تغییر بعضی از اسباب و شرایط تغییر مییابد...؛ ولی مرحله قضا، دفعی و مربوط به فراهم شدن همه اسباب و شرایط و نیز حتمی و غیر قابل تغییر است: إذا قَضی أمْراً فَإنَّما یقُولُ لَهُ کُنْ فَیکُون (آلعمران، 47). اما چنان که اشاره شد، گاهی قضا و قدر به صورت مترادف به کار میرود و از این روی، تقسیم به حتمی و غیر حتمی میگردد و بدین لحاظ است که در روایات و ادعیه، از تغییر قضا یاد شده، و صدقه و برّ به والدین و صله رحم و دعا، از عوامل تغییر قضا معرفی گردیده است» (محمدتقی مصباح یزدی، آموزش عقاید، درس نوزدهم).
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)