//-->

مقصود از نظام احسن چیست؟

فرض کنید هنوز چیزی خلق نشده و خداوند می‌خواهد دست‌به‌کار خلقت شود و چیزهایی را بیافریند. از آن رو که افعال خدا اختیاری، و منوط به خواست اوست، آنچه در باره مناط خواست خداوند می‌دانیم (حب ذات و در پی آن، حب آثار ذات) به کار می‌گیریم و می‌کوشیم مهندسی نظام خلقت را تا حدی تصور کنیم.

بی‌شک موجودات بی‌شماری را می‌توان فرض کرد که هر یک امکان وجود دارند و افزون بر این، می‌توانند همه با هم موجود شوند. مناط مزبور مقتضی آن است که همه آنها آفریده شوند. اما چنین نیست که همه اموری که هر یک به‌تنهایی امکان وجود دارند، با هم نیز بتوانند موجود باشند. از باب مثال، یک درخت را در زمان و مکان خاص و نیز یک انسان را در همان زمان و مکان در نظر می‌گیریم. روشن است که هر یک در صورت وجود، کمالی خواهد داشت که از آثار و لوازم کمال مطلق است. اما بی‌شک وجود هر دو با هم ممکن نیست. درخت و بدن انسانی که فرض کردیم، دو جسم‌اند و هر دو نیازمند زمان و مکان واحدی هستند، در حالی که دو جسم در یک زمان، در مکان واحد نمی‌گنجند. اصطلاحاً می‌گویند این دو شیء تزاحم دارند؛ یعنی هر دو با هم ممکن نیست موجود باشند؛ اما هر یک به‌تنهایی می‌تواند موجود باشد. بر این اساس، آیا از لوازم کمال مطلق این است که دو شیء متزاحم با هم موجود باشند؟ بنا بر مناط مزبور، و پس از توجه به اینکه آنچه فرض کردیم دو امر متزاحم‌اند و از این رو، وجودشان با هم ممکن نیست، وجود هر دو از لوازم کمال مطلق نیست و موجود نمی‌شود.

اما اگر هیچ فرض دیگری را در کار نیاوریم، در باره وجود این دو امر متزاحم، دو فرض دیگر باقی است که هر دو ممکن به نظر می‌رسند: اول آنکه فقط درخت موجود باشد، و دوم آنکه فقط انسان موجود باشد. طبعاً مناط مزبور از میان دو فرض باقی‌مانده، مقتضی آن است که از میان انسان و درخت همان موجود شود که در صورت وجود، کمال بیشتری دارد. با فرض اینکه انسان مفروض نسبت به درختی که فرض کردیم، کمال بیشتری داشته باشد، مناط مزبور مقتضی آن است که آن انسان موجود باشد و آن درخت معدوم باشد. بدین ترتیب، معلوم می‌شود در مثالی که آوردیم، همه آنچه در بدو امر به نظر می‌رسید امکان وجود دارد، در واقع امکان وجود ندارد؛ یعنی با توجه به مناط خواست خداوند، از میان فرض‌های سه‌گانه وجود درخت و انسان، وجود درخت تنها، و وجود انسان تنها، در مثال مزبور، تنها فرض «وجود انسان تنها» حقیقتاً امکان دارد. البته این فرض، بسیار محدود و ساده است؛ زیرا افزون بر آنکه به جای انسان و درخت مزبور، بسیاری چیزهای دیگر نیز می‌توان فرض کرد، هر یک از این مفروض‌ها پیامدهایی نیز دارد که باید هنگام تعمیم محاسبات، مورد توجه قرار گیرند. مثلاً ممکن نیست به جای همه درخت‌ها همواره انسان موجود شود؛ زیرا درخت بخشی از نیازمندی‌های انسان را تأمین می‌کند. اما آنچه در این نمونه فرضی بیان کردیم، می‌تواند ما را به یک قاعده کلی در باره مناط خواست خداوند در امور متزاحم راهنمایی کند: مناط خواست خداوند این است که از میان امور متزاحم، یعنی چیزهایی که با هم نمی‌توانند موجود شوند، آنچه کمال بیشتری دارد موجود شود.

اکنون مجموعه‌ای از مخلوقات فرضی را با همه شرایط و روابطی که با یکدیگر دارند در نظر می‌گیریم. می‌توانیم این مجموعه را یک «نظام» بنامیم. پیداست که نظام‌های مختلف و متنوعی را می‌توان فرض کرد. مثلاً نظامی که در آن، تنها موجوداتی وجود داشته باشند که همه کمالات خود را همواره داشته باشند یک نظام فرضی است، و مجموعه‌ای که در آن، افزون بر این گونه موجودات، موجوداتی باشند که بتوانند کمالات اختیاری را کسب کنند، نظام فرضی دیگری است. پیداست که نظام نوع دوم، با توجه به انواع موجودات آنها، تعداد، روابط، زمان و مکان وجودشان و...، خود به بی‌نهایت صورت قابل فرض است. اگر در هر یک از نظام‌های فرضی، تمام لوازم را در نظر بگیریم، وجود هر یک از این نظام‌ها به‌تنهایی ممکن است. با توجه به اینکه همه فرض‌های مختلفی که می‌توان برای نظام خلقت در نظر گرفت با هم تحقق‌پذیر نیستند و به عبارت دیگر، نظام‌های فرضی با یکدیگر تزاحم دارند، خداوند آن نظامی را می‌خواهد و موجود می‌کند که بیشترین کمال ممکن از آن حاصل شود. چنین نظامی را «نظام احسن» می‌نامند. نتیجه آنکه خداوند از میان همه نظام‌های قابل فرض، نظام احسن را به خواست خود می‌آفریند و هر چه موجود می‌شود یا معدوم می‌شود، بخشی است از طرح کلی نظام احسن، و بسیاری از چیزهایی که به نظر می‌رسد امکان وجود دارند، به‌تنهایی چنین‌اند؛ اما با در نظر گرفتن طرح کلی نظام احسن، در واقع، آنها امکان وجود ندارند.

روشن است که دستیابی به جزئیات طرح نظام احسن و شناسایی برترین نظام ممکن، متوقف بر این است که تمام نظام‌های قابل فرض را با تمام جزئیات و لوازمشان بررسی کنیم و برایند کمالات هر یک را محاسبه کنیم. بی‌شک این کار در توان اندیشه محدود ما نیست؛ اما خداوند که علم مطلق دارد، جزئیات همه نظام‌های قابل فرض و از جمله نظام احسن را می‌شناسد و از میان همه آنها، نظام احسن را بر اساس اراده و اختیار مطلق خود می‌خواهد و با خواست خود ایجاد می‌کند.