رئیس یك شركت تجاری را در نظر بگیرید که دو پیشنهاد مختلف را بررسی میکند. روشن است كه اگر وی بخواهد صرفاً بر اساس منافع اقتصادی شركت تصمیم بگیرد، پیشنهادی را انتخاب میکند که سود بیشتری عاید شرکت میکند. در این صورت، میگویند وی مصلحت شرکت را در نظر گرفته است. همچنین هر یک از ما ممکن است در انتخاب شغل، همسر، رشته تحصیلی و مانند آن، با توجه به منافع خود یا دیگران، بیشترین منفعت را در نظر بگیریم. البته این منافع، لزوماً اقتصادی یا حتی مادی نیستند، بلکه اموری هستند که به نظر ما چیزی به ما یا دیگران میافزایند و به اصطلاحِ فیلسوفان نوعی کمالاند. پس در مثالهای مزبور و مشابه آنها، عموماً با توجه به منافع و کمالاتی که ممکن است برای خود یا دیگران به دست آوریم، بیشترین منفعت و کمال، یا به عبارت دیگر، مصلحت خود یا دیگران را در انجام دادن کار در نظر میگیریم. پس به طور کلی، مصلحت هر کسی یا چیزی، بیشترین کمالی است که با انجام دادن کارهای ممکن میتواند برای او حاصل شود. بنا بر این، ممکن است یک کار به مصلحت کسی باشد، و در همان حال به مصلحت فرد یا افراد دیگر نباشد؛ زیرا چنان که گفتیم، مصلحت یک شیء با خود آن شیء مقایسه میشود. مثلاً میتوان فرض کرد که کارهای اقتصادی یک شرکت تجاری، به مصلحت یک فرد باشد، اما به مصلحت دیگر اعضای شرکت نباشد. این مصلحت، نسبی است. اما اگر با انجام دادن کاری، بیشترین کمال ممکن به طور کلی ـ نهتنها نسبت به یک فرد یا گروه خاص ـ حاصل شود، در این صورت، مصلحت به طور مطلق تأمین شده است، نه به طور نسبی.
اکنون به آنچه در باره نظام احسن گفتیم باز میگردیم. گفتیم نظام احسن نظامی است که بیشترین کمال از آن حاصل میشود و خداوند از میان تمام نظامهای قابل فرض، نظام احسن را میخواهد و آن را با خواست خود خلق میکند. بنا بر این میتوان گفت خداوند در خلقت موجودات، «مصلحت مخلوقات» را به طور مطلق در نظر میگیرد، نه فقط مصلحت مخلوقی خاص را.1
گفتیم علت غائی نخستین برای انجام دادن هر فعل اختیاری، حب به ذات است، و در مرحله بعد، حب فاعل به لوازم کمال موجود یا حب وی به کسب کمال مفقود. بنا بر این، فاعل مختار همواره با کار اختیاری میخواهد لازمه کمالی که در خودش موجود است تحقق یابد، یا کمالی را برای خودش کسب کند. اما در دو صورت ممکن است کار وی با کمال حقیقیاش تناسب نداشته باشد: نخست آنکه وی کمال حقیقی خود یا کاری را که با آن متناسب است بهدرستی نشناسد، و بدین سبب کار متناسبی را اختیار نکند. مثلاً کسی که رفاه مادی را کمال حقیقی خود میداند کارهایی را اختیار میکند که با این هدف متناسباند و چهبسا به کمال حقیقی و انسانی خود دست نیابد؛
صورت دوم آنکه فاعل با آنکه کمال حقیقی خود را میشناسد، کمالات متزاحمی داشته باشد و کاری که اختیار میکند صرفاً با کمالات پستتر وی متناسب باشد، نه با کمال حقیقیاش. محض نمونه، ممکن است کسی با اینکه کمال حقیقی خود را در قرب معنوی به خداوند میداند، صرفاً به کمالات مادی و حیوانی خود بپردازد و در نتیجه، کاری متناسب با کمال حقیقی خود انجام ندهد. در این دو صورت، کار فاعل مختار را غیر حکیمانه مینامند. اما چنانچه فاعل مختار با آگاهی از کمال حقیقی خویش، کار خود را متناسب با کمال برترش انتخاب کند، نه متناسب با کمالات پست، میگویند کار وی حکیمانه است. پس حکمت وصفی است که اگر فاعل مختار دارای آن باشد، کار وی حقیقتاً با کمال او متناسب است.
اما خداوند که کامل مطلق است، نه جاهل به چیزی است و نه دارای کمالات پست. بنا بر این، تمام افعال اختیاری او حقیقتاً با کمال مطلقش متناسباند، یا به عبارت دیگر، تمام کارهای او حکیمانه است، و بدین ترتیب، وصف «حکمت مطلق» نیز برای خداوند ثابت میشود.
از آن رو که انجام دادن کار حکیمانه مقتضای عقل است، کار حکیمانه را کار معقول نیز مینامند. پس میتوان گفت کار حکیمانه کاری است که هدفی معقول داشته باشد. از این جهت، وقتی در باره کار فاعل حکیم میپرسند حکمت کار او چیست، مقصود این است که وی در انجام دادن این کار چه هدف معقولی را در نظر داشته است. با توجه به آنچه در باره مصلحت گفتیم، میتوان گفت حکمت همه افعال الهی تأمین مصلحت مطلق مخلوقات است که لازمه حقیقی کمال خداوند است.
1. در واقع، با توجه به طرح کلی نظام احسن، مصلحت هر مخلوق خاص نیز همان است که با توجه به طرح کلی نظام احسن تعیین میشود، و بدین ترتیب، هر مخلوقی نیز به تمام مصالحی که برای او قابل حصول باشد خواهد رسید. پس مثلاً اگر برخی انسانها به سبب سوء اختیار خود به برخی کمالات انسانی نمیرسند، با این امر منافاتی ندارد؛ زیرا آن کمالات را به سبب سوء اختیار خود، دستنيافتني ساختهاند. همچنین اگر کسانی که میخواهند با اختیار خود در مسیر کمال حقیقی خود گام بردارند، به سبب وجود برخی تزاحمها در عالم ماده، با رنجها و کمبودهایی جبرانپذير روبهرو شوند، این رنجها و کمبودها در مرحلهای دیگر از همین عالم یا عالم آخرت به بهترین صورت ممکن، جبران خواهند شد.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)