معنای لغوی عدل، برابری و برابر کردن است، و وقتی در باره فعل فاعلی مختار به کار میرود، بدین معناست که آن فاعلْ فعل خود را با همه خصوصیات و شرایطش، برابر با همان فعلی انجام دهد که تحقق آن در این شرایط شایسته است. مثلاً اگر کسی را به اندازهای که شایسته است پاداش دهند یا مجازات کنند، میگویند با او بهعدالت رفتار کردهاند. از همین رو، عدل را به قرار دادن هر چیز در جایگاه شایسته خود تعریف کردهاند.
فعل عادلانه مصادیق گوناگونی دارد. برای مثال، چنانچه در برابر موجودی مختار، او را متناسب با شرایط و امکاناتش مورد تکلیف قرار دهند، میگویند این تکلیف عادلانه است، و اگر در ارزیابی کار او، قضاوتی متناسب با تکلیفی که بر عهدهاش بوده صورت گیرد، میگویند این قضاوت عادلانه است، و چنانچه پاداش یا جزای کار او را متناسب با آن تکلیف و قضاوت عادلانه به او اعطا کنند، میگویند این گونه پاداش دادن و مجازات کردن عادلانه است. بنا بر این، عدل، به معنای رفتار یکسان با همه نیست. مثلاً معلم عادل کسی نیست که همه شاگردان خود را، خواه کوشا باشند خواه تنبل، بهیکسان تشویق یا توبیخ کند، و قاضی عادل کسی نیست که مال مورد نزاع را مساوی بین طرفین دعوا تقسیم کند، بلکه معلم عادل کسی است که هر یک از شاگردان خود را به اندازه استحقاقش ستایش یا نکوهش کند، و قاضی عادل کسی است که مال مورد نزاع را به صاحبش بدهد.
به طور کلی اگر در برخورد با افراد یا موجودات دیگر به گونهای با آنها رفتار شود که حقوقشان به طور کامل رعایت شود، میگویند این نوع رفتار با آنها عادلانه است. پس عدالت اجتماعی یعنی رعایت حقوق دیگران در جامعه، و عدالت زیستمحیطی یعنی رعایت حقوق موجودات دیگر، مانند حیوانات، در محیط زیست، و عدالت در رفتار با خداوند، یعنی ادای حقوق الهی و عدم تجاوز از حدودی که او تعیین فرموده است. از این نظر، در حوزه رفتار با دیگران، عدالت را به دادن حق هر کسی به خودش تعریف کردهاند.
همچنین واژه «عدالت» گاه در باره رفتار فردی، یعنی کاری که اثری برای خود فاعل دارد نیز به کار میرود. این رفتارها نیز، در صورتی عادلانهاند که با کمال خود فاعل متناسب باشند. پس عدالت فردی یعنی رعایت تناسب در رفتارهای فردی با کمال خود فاعل.
با توجه به معنای عدالت، مقتضای عدالت الهی نیز این نیست که همه مخلوقات را یکسان بیافریند، و مثلاً به انسان نیز شاخ و یال و بال بدهد؛ یا برای افرادی با توانمندیها و امکانات گوناگون تکالیف یکسان مقرر کند، و از همه به طور یکسان انتظار داشته باشد، یا در باره همه با صرف نظر از آنکه عملشان درست یا نادرست باشد، یکسان قضاوت کند، و پاداش و جزایی یکسان به همه بدهد، بلکه عادل بودن خداوند، بدین معناست که او در افعال خود تناسبها و شایستگیها را رعایت کرده، متناسب با آنها عمل کند.
بر پایه آنچه در باره وصف حکمت مطلق الهی گفتیم، همه افعال خداوند با کمال او سازگار و در جهت مصلحت مطلق مخلوقات، یعنی تأمین بیشترین کمال ممکن برای کل مخلوقات است، و بدین ترتیب، خداوند در همه افعال خود عادل است، و هیچ نوع ظلمی نمیکند؛ هر موجودی را در جایگاه شایسته خود میآفریند و هر یک را متناسب با نظام احسن، از ویژگیهایی برخوردار میکند؛ برای تأمین مصالح نظام خلقت و تأمین کمال مخلوقات، برای هر یک از آنها حقوقی متناسب قرار میدهد، و موجودات مختار دیگر را مکلف به رعایت آن حقوق میکند؛ در این تکالیف نیز، ظرفیت و استعداد درونی آنها و شرایط و امکانات بیرونی برای عمل به این تکالیف را رعایت میکند، و متناسب با آن تکالیف، یعنی با توجه به تلاش اختیاری آنها در انجام تکالیف خود، کارشان را ارزیابی کرده، در باره آنها قضاوت میکند؛ و در وقت مناسب، پاداش و جزایی درخور کارهایشان به آنها میدهد.
در واقع، عدم رعایت عدالت در هر یک از موارد یادشده، و انجام دادن کار ناشایست، یا ناشی از جهل به فعل شایسته است یا ناشی از نخواستن کمال متناسب با آن کار شایسته، و در هر صورت، نشانه نقصی در فاعل است که خداوندِ کامل مطلق از آنها مبرّاست.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)