//-->

آیا اختیار مطلق الهی موجب سلب اختیار از انسان نیست؟

شبهه این است که بنا بر اختیار مطلق خداوند، هر کاری که هر کسی انجام می‌دهد به خواست خداوند تحقق می‌یابد. بنا بر این، آنچه در فعل هر فاعلی مؤثر است، خواست خداوند است، نه خواست دیگران. پس خواست هیچ فاعل دیگری غیر از خداوند در فعل خودش مؤثر نیست و همه در انجام دادن همه کارهای خودشان مجبورند. بنا بر این، چنانچه اختیار مطلق خداوند را بپذیریم،‌ باید موجوداتی مانند انسان را مجبور بدانیم. اما اگر آنها را مختار فرض کنیم، باید از آنچه پیش از این، در خصوص مطلق بودن اختیار خداوند اثبات کردیم دست برداریم و بپذیریم که امر انسان و دیگر موجودات مختار، در کارهای اختیاری خودشان به خود آنها تفویض و واگذار شده است و خواست خداوند در تحقق این کارها دخالتی ندارد.

پاسخ شبهه:

این شبهه مبتنی بر این پندار نادرست است که اگر فعل ب نسبت به خداوند اختیاری باشد، نسبت به هر فرد دیگری مانند الف غیر اختیاری خواهد بود، و بر این اساس، از اختیار مطلق خداوند که شامل افعال هر فردی مانند الف می‌شود، نتیجه گرفته شده که افعال دیگران نسبت به خودشان غیر اختیاری است. پس برای آنکه نشان دهیم اختیار مطلق خداوند مستلزم مجبور بودن فاعل‌های دیگر نیست، باید نشان دهیم که ممکن است یک کار نسبت به دو فاعل، فعل اختیاری باشد.

واقعیت این است که هیچ امتناع عقلی در این وضعیت وجود ندارد که یک فعل دو فاعل داشته باشد، و هر دو آنها هم مختار باشند. نهایت این است که چون فاعل‌های طبیعی مختار نیستند، یافتن مثال محسوس برای آن، و به‌تبع، تصویر آن در ذهن قدری دشوار است. برای آنکه قدری از دشواری مسئله بکاهیم و بتوانیم دو فرد را فاعل اختیاری برای یک کار در نظر بگیریم، ابتدا باید درباره علت مباشر و غیرمباشر، و علت طولی و عرضی یادآوری کنیم که یک معلول می‌تواند سلسله‌ای از علل فاعلی طولی داشته باشد؛ به طوری که یکی از آنها علت مباشر و بقیه علت غیر مباشر باشند. محض نمونه، در نوشتن با قلم، خود نویسنده، یعنی روح او، علت فاعلی مباشر برای اراده (تصمیم) اوست، و اراده وی علت فاعلی مباشر برای حرکت دست نویسنده و قلمی است که در دست دارد. پس اگر حرکت مزبور را فعل در نظر بگیریم، دو علت فاعلی طولی دارد، بدین ترتیب که اراده نویسنده علت مباشر برای آن است، و خود نویسنده، یعنی روح او، علت غیر مباشر برای آن.

همچنین شما می‌توانید نویسنده خاصی را مانند آنچه گفتیم در ذهن خود تصور کنید. برای مثال، انسانی را در ذهن خود تصور کنید که برای آنکه پیغامی را به دوست خود برساند با اختیار خود قلمی برمی‌دارد و برای او نامه‌ای می‌نویسد. در این حال، هر دو علت فاعلی قبلی که برای نویسنده بیرونی برشمردیم، برای نویسنده ذهنی نیز وجود دارند، به علاوه خود شما که علت فاعلی دیگری در طول آن دو، و علت فاعلی مباشر برای تصور چنین انسانی هستید. در مثال اخیر، حرکت دست آن نویسنده ذهنی دو علت فاعلی مختار در طول یکدیگر دارد: نویسنده و خود شما. بدین صورت، می‌توان فعلی اختیاری را در نظر گرفت که دو علت فاعلی مختار در طول هم دارد. در این صورت، هر دو فاعل، همان فعل را به اختیار خود انجام می‌دهند و مختار بودن یکی مستلزم مجبور بودن دیگری نیست. بنا بر این، می‌توان پذیرفت که افعال اختیاری موجودات دیگر با اینکه فعل اختیاری آنها هستند، فعل اختیاری خداوند نیز باشند، و در نتیجه، مختار بودن خداوند مستلزم مجبور بودن انسان نیست.