//-->

وجود نقایص و شرور در نظام احسن چه لزومی دارد؟ آیا آفرینش مبتنی بر نظام احسن، آفرینشی نیست که نقص و شری در آن نباشد؟

نظام احسن نظامی است که بیشترین کمال ممکن از آن حاصل شود. می‌خواهیم بدانیم اساساً چرا در چنین نظامی باید نقایص و شرور باشند و اگر چاره‌ای جز این نیست، محدوده آن چقدر است.

ابتدا ببینیم آیا نظامی را می‌توان فرض کرد که در آن هیچ شر و نقصی نباشد. مطابق تعریف، مقصود از نظام، مجموعه‌ای از مخلوقات با تمام لوازم آن است. مخلوق یعنی معلول، و مطابق قانون سنخیت، کمال معلول کمتر از کمال علت هستی‌‌بخش آن است. بنا بر این، گرچه خداوند کامل مطلق است، ممکن نیست حتی یک موجود دیگر را بیافریند که او نیز کامل مطلق باشد. پس هر مخلوقی از آن جهت که مخلوق است، ناگزیر مرتبه‌ای از نقص را دارد.

از کامل‌ترین مخلوق یا مخلوقات که بگذریم، مخلوقاتی که در مراتب پایین‌تر وجود قرار می‌گیرند، بنا بر مناط خواست خداوند، موجود می‌شوند. روشن است که هر چه در مراتب وجود، پایین‌تر بیاییم، مراتب نقص بیشتر می‌شود و همان طور که ممکن نیست هیچ مخلوقی کامل مطلق باشد، ممکن نیست هیچ مرتبه‌ای از وجود، واجد همه کمالات مرتبه بالاتر از خود باشد. پس هر یک از مراتب وجود نیز دارای مرتبه‌ای از نقص است که لازمه وجود خودش است و ممکن نیست از آن کامل‌تر باشد. این نوع نقص را، که لازمه مراتب مختلف موجودات و مربوط به ذات آنهاست، «نقص ذاتی» می‌نامیم.

در مراتب وجود، به مرتبه‌ای می‌رسیم که در آن، موجوداتْ تزاحم دارند. چنین مرتبه‌ای در صورتی ایجاد می‌شود که کمالی که در مجموع از آن حاصل می‌شود بیش از کمالی باشد که جهان بدون وجود این مرتبه دارد. از باب مثال، اگر با وجود مرتبه موجودات متزاحم، حتی یک درجه بر کمال جهان خلقت افزوده شود، وجود چنین مرتبه‌ای حکیمانه است و موجود خواهد شد. اما چنان که گفتیم، موجودات متزاحم که به صورت‌های مختلف قابل فرض‌اند، به صورتی موجود می‌شوند که در مجموع بیشترین کمال ممکن از آنها حاصل شود.

اکنون نقایص را در خصوص مرتبه موجودات متزاحم تبیین می‌کنیم. اگر دو موجود متزاحم را در نظر بگیریم، مثلاً درخت و انسانی که آنها را در یک زمان و یک مکان فرض کردیم، فقط یکی از آنها وجود خواهد داشت. پس وجود هر یک، مانع وجود دیگری است. تزاحمی که گفتیم در اصل وجود بود. همچنین ممکن است دو موجود در مرتبه‌ای از کمال با یکدیگر تزاحم داشته باشند. مثلاً دو گوسفند که می‌توانند از یک علف تغذیه کنند، تغذیه‌شان با یکدیگر تزاحم دارد. در این مثال، تغذیه هر یک از آنها مانع تغذیه دیگری از همان غذاست. بنا بر این، وجود هر یک از انسان و درخت مزبور نسبت به دیگری، موجب نقص در اصل وجود اوست، و تغذیه هر یک از دو گوسفندی که گفتیم، نسبت به دیگری، موجب نقص در تغذیه اوست. نقصی را که ناشی از یکی از دو امر متزاحم نسبت به دیگری است و نسبت به اصل وجود یا مرتبه‌ای از کمال وجود آن دیگری نقص شمرده می‌شود، «نقص نسبی» می‌نامیم.

چنان که دیدیم، نقص ذاتی لازمه مراتب مختلف موجودات است و نقص نسبی لازمه موجودات متزاحم نسبت به یکدیگر. با اندک‌دقتی معلوم می‌شود که نقص ذاتی جبران‌پذیر نیست، اما نقص نسبی هر یک از امور متزاحم قابل جبران است؛ البته به این صورت که نقص یکی برطرف شود و به دیگران نقصی وارد آید. از باب مثال، این فرض که یکی از دو گوسفند مزبور، آن علف را بخورد و نقص خود را برطرف کند، فرض نامعقولی نیست، بدان شرط که دیگری از آن محروم بماند. چنان که گفتیم، نقص نسبی را كه جبران‌پذیر است، شر نیز می‌نامند. پس نتیجه می‌گیریم که در هر نظام فرضی، نقایص ذاتی اجتناب‌ناپذیرند و در نظامی که شامل مرتبه موجودات متزاحم باشد، نقایص نسبی، یعنی شرور نیز اجتناب‌ناپذیرند.

آنچه گفتیم شامل همه نظام‌های ممکن می‌شود و نظام احسن نیز از آن مستثنا نیست. بنا بر این، نظام احسن نیز نمی‌تواند فاقد نقایص و شرور باشد. اما نقایص و شرور در نظام احسن، تا آنجا واقع می‌شوند که در مجموع، بیشترین کمال را حاصل کنند و نظامی کامل‌تر از آن ممکن نباشد. در چنین نظامی، هر گاه یک مرتبه از وجود را با مرتبه‌ای بالاتر از آن مقایسه کنیم، نوعی نقص دارد، اما این نقص ذاتی است و نظامی که این نوع نقص در آن نباشد پنداری بیش نیست. همچنین اگر تنها یک موجود یا گروهی از موجودات متزاحم را مد نظر قرار دهیم، می‌توانیم فرض کنیم که برخی نقایص را نداشته باشند و از اینکه هستند کامل‌تر باشند. اما ایده نظام احسن مدعی آن نیست که همه موجودات متزاحم به بالاترین کمالات ممکن خود دست می‌یابند؛ زیرا این امر با توجه به معنای تزاحم، ناممکن است. این ایده تنها مدعی آن است که مجموع کمالاتی که از این موجودات حاصل می‌شود از هر نظام بدیل و قابل فرض دیگری بیشتر است. بنا بر این، درست است که اگر انسان‌ها از سلامت یا طول عمر بیشتری برخوردار باشند، دست‌کم از جهت برخی برخورداری‌های مادی کامل‌تر خواهند بود؛ اما اساساً ایده نظام احسن، وجود این نقایص نسبی و شرور را نفی نمی‌کند تا آنها را نمونه‌های نقضی برای این ایده بشماریم.

بنا بر این، پاسخ مسئله نقایص و شرور به طور خلاصه این است که این امور، لازمه وجود هر نظامی، از جمله نظام احسن‌اند و در نظام احسن تا آن اندازه تحقق می‌یابند که در مجموع بیشترین کمال ممکن از جهان حاصل شود.