تقسیم‌ناپذیری «من» چگونه می‌تواند دال بر وجود نفس باشد؟

دلیل تقسیم‌ناپذیری «من» از راه تحلیل حقیقت خودمان، یعنی «من»، وجود ساحت دوم غیر مادی را اثبات می‌کند. وقتی به وجود خودمان ـ یعنی همان «من» ـ توجه و دقت می‌کنیم، می‌یابیم که «من» امری بسیط و تقسیم‌ناپذیر است و مثلاً نمی‌توان آن را به دو «نیمه‌من» قسمت کرد، در صورتی ‌که اساسی‌ترین خاصیت امور مادی، قسمت‌پذیری است؛ و چون چنین است، ناچار «من» مجرد خواهد بود؛ زیرا امر مادی چیزی است که دارای امتداد، و قابل تقسیم حقیقی باشد.
دلیل بر تقسیم‌ناپذیری «من» این است که اگر فرض کنیم من از دو بخش تشکیل شده یا به دو بخش قابل قسمت باشد، اکنون آن دو بخش را چه کسی با علم حضوری درک می‌کند؟ به عبارت دیگر، در صورتی که «من» از دو جزء تشکیل شود، ناگزیر امری مادی و دارای امتداد خواهد بود؛ و بر این اساس، از آنجا که موجودات مادی از هم غایب‌اند، و بلکه هر بخش از یک امتداد از بخش دیگر غایب است، و هیچ جزء مفروضی از امتداد، نزد جزء دیگر حضور ندارد و در نتیجه درکی از یکدیگر ندارند، این پرسش مطرح می‌شود که چه کسی این دو جزء را با هم و یک‌پارچه درک می‌کند؟ بنا بر این روشن می‌شود که «منِ» تقسیم‌ناپذیری هست که خود را به نحو بسیط و بدون اجزا درک می‌کند.
حال اگر «من» را یافتیم که قسمت‌پذیر نیست، روشن می‌شود مادی نیست؛ در حالی که بدن و هر شیء مادی دیگر قسمت‌پذیر است. پس من، نه بدن است، نه هیچ موجود جسمانی دیگر.