دلیل عقلی «بقای شخصیت» را در اثبات اصالت نفس(صرفاً نفس انسان حقیقت و انسانیت وی را تشکیل میدهد) توضیح دهید.
1399/05/24 0 Comments
یکی از ادلۀ عقلی اصالت نفس، تغییرناپذیری نفس در مقابل تغییرپذیری بدن است. با توجه به تغییرپذیری دائمِ تمام اجزای بدن انسان و بقای نفس او از کودکی تا آخر عمر، نتیجه میگیریم که حقیقت انسان را نفس او تشکیل میدهد. تبیین این دلیل به صورت ذیل است:
در صورتی که شیئی تغییر کند و پس از تغییر، چیزی تغییرنیافته و ثابتی نداشته باشیم؛ در این صورت، میان دو حالت قبل و بعد از تغییر، حقیقتاً وحدتی نیست. مثلاً وقتی تمام اجزای یک ماشین یا ساختمان را تغییر دهیم و هیچ جزء مشترکی باقی نماند، قطعاً ماشین یا ساختمان جدید غیر از قبلی است؛ هرچند اجزای جدید از نظر شکل، رنگ و حجم شبیه اجزای پیشین باشند. حال اگر انسان چیزی جز همین بدن مادی نباشد، با تغییر در همۀ سلولهای اعضای مادیاش، دیگر همان انسان نخواهد بود.
از سوی دیگر، با وجود این تغییرات، اینهمانی خود را با علم حضوری مییابیم. پس آنچه ملاک اینهمانی و وحدت است، من است که امری ثابتْ و همان نفس مجرد است. پس حقیقت وجود ما را همان نفس مجرد تشکیل میدهد.
به بیان دیگر، تغییرات دائمِ بدن، نشانِ عدم اصالت آن است، و قوامبخش بودن بدن به حقیقت انسان را نفی میکند؛ زیرا اگر حقیقت انسان به بدنِ متغیر باشد، این پرسش مطرح میشود که کدام بدن حقیقت انسان را تشکیل میدهد؟ بدن ازبینرفتۀ نخستین یا بدنهای بعدی؟ چگونه میتوان حقیقت انسان را چیزی دانست که همواره در حال از بین رفتن است؟
دلیل فوق افزون بر آنکه اصالت نفس را اثبات میکند، اصالت ترکیبی نفس و بدن را نیز نفی میکند؛ زیرا اگر بدن اصیل میبود یا بخشی از اصالت انسان را تشکیل میداد، باید با هر گونه تغییری در بدن، انسان از بین برود، و هیچ وحدتی میان حالت قبل و بعد از تغییر وجود نداشته باشد؛ زیرا همواره این پرسش مطرح میشود که مجموع نفس و کدام بدن اصیل است؟ و به تعبیر معروف «با انتفای جزء، کل هم منتفی میشود».
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)