مراد از کمال‌طلبی نامحدود انسان را توضیح دهید و چرایی اختلافات انسان‌ها در این زمینه را تبیین کنید.

گرایش یا میل درونی به کمال، از دیگر ابعاد سرشتی انسان است که هر کس به نحو حضوری آن را در خود می‌یابد. وقتی‌ به درون خویش مراجعه می‌‌کنیم، می‌بینیم که همواره گرایشی درونی ما را به سمت کمال فرا می‌خواند. این گرایش محدود به کمال خاصی نیست، و از همین رو، می‌توان گفت انسان از گرایش کمال‌طلبی نامحدود برخوردار است. انسان به دلیل برخورداری از قوۀ تعقل، با درک هر نوع کمال، آن را به طور کلی و مطلقْ تصور می‌کند، و به همین دلیل گرایش وی به کمال، هیچ حدی ندارد و هر چه را کمال بداند به طور نامحدود می‌طلبد. 
البته باید توجه داشت که برخورداری از میل کمال‌جویی به این معنا نیست که همۀ انسان‌ها در تشخیص مصداق کمال نیز مشترک‌اند و همگی کمال عینی مشخصی را دنبال می‌کنند. مراد از کمال‌جویی در اینجا، میل درونی به اصل کمال است، اگر‌چه کسانی در تشخیص مصداق کمال دچار اشتباه شوند. شاهد مدعا نیز این است که هر انسانی وقتی به مقصودی (‌مادی یا معنوی) می‌رسد، با‌ اینکه تا آن زمان آن مقصود را کمال اصلی خود تلقی می‌کرده است، ‌باز‌ هم راضی نمی‌شود و پس از آن در پی کمال بالاتر می‌رود. به‌جرئت می‌توان ادعا کرد حتی افرادی که در دنیا و لذات دنیایی غرق شده‌اند، در جست‌و‌جوی کمال و خیر مطلق‌اند. البته آنها لذات دنیا را کمال مطلق می‌پندارند؛ ولی همین اشخاص وقتی به کمال مطلوبشان می‌رسند، دگر‌بار هدف بالاتری را در نظر می‌گیرند.
بسیاری از این اشتباهات اساسی در تشخیص مصداق کمال مطلق، ناشی از جهل و حجاب‌های برآمده از ظلم و گناه و بی‌توجهی به دستورهای عقل و راهنمایی‌های بزرگان دین است. آدمی تا پایان عمر، هزاران مصداق پنداری از کمال مطلق را دنبال می‌کند. به همین دلیل، کسانی که در پی قدرت و ثروت‌اند، به هر مرتبه‌ای از این خواسته‌ها برسند، باز هم مراتب بالاتری را خواستارند.