ارائۀ معجزه، به منزلۀ نشانهای الهی، بهترین شیوه برای اثبات حقانیت فرستادۀ خداوند است. معجزه همان فعل خارقالعادهای است که دلیل شخص مدعی نبوت بر بعثت از جانب خداوند است.
وجه ضرورت معجزه و نقش آن در اثبات حقانیت آورندۀ آن از این قرار است:
الف) وقتی کسی ادعا میکند که از طرف شخص یا مقامی مأمور به کاری شده یا پیغام یا خبری از جانب او دارد، چنانچه دیگران در صداقت وی تردید داشته باشند، یکی از روشهای عقلایی این است که برای اثبات ادعای خود، نشانهای ارائه کند؛
ب) هر چه فرستندۀ پیام مهمتر و پیام سرنوشتسازتر باشد، دلیل و شاهد پیامآور برای اثبات ادعایش نیز باید محکمتر باشد؛
ج) ادعای پیامآوری از جانب خداوند عالم، آن هم در مسئلۀ مهمی که مربوط به سرنوشت و سعادت ابدی انسانهاست، از این قاعده مستثنا نیست. از این رو، مدعیان پیامبری باید دلیل یا شاهدی بسیار قوی برای ادعایشان اقامه کنند، مبنی بر اینکه خداوند آنها را به پیامبری برگزیده است.
بنا بر این، وجود نشانه و دلیل برای شناسایی پیامبر، در صورتی که افراد غیر معاند نتوانند از گفتههای وی صدق دعوی رسالتش را تشخیص دهند، و در آن تردید کنند، ضرورت دارد؛ زیرا تا نشانهای نباشد، حجت بر مردم تمام نمیشود. پس بر خداوند لازم است که پیامبران را به نشانههایی مجهز سازد تا در معرفی ایشان نقض غرض لازم نیاید.
اکنون این پرسش مطرح میشود که بر چه اساس، آورندۀ معجزه لزوماً فرستادۀ الهی است؟ آیا ممکن نیست فردی دروغگو از چنین قدرتی برخوردار باشد؟ پاسخ این است که:
1. خداوند حکیم است و از آن رو که هدایت انسانها را میخواهد، کاری نمیکند که موجب نقض غرض شود؛
2. تواناسازی دروغگویان به انجام معجزه، موجب نقض غرض الهی است؛ زیرا سبب گمراهی دیگران میشود؛
نتیجه: خداوند دروغگویان را قادر به انجام معجزه نمیکند