دیدگاه مدعیان روشنفکری دربارۀ خاتمیت را نقد کنید.
1399/06/19 0 Comments
به نظر برخی مدعیان روشنفکری، ختم نبوت به این معناست که اساساً دیگر نیازی به دین و منبع وحیانی و فراعادی نیست، بلکه با توجه به بلوغ عقلی و تجربی بشر، کشف راه سعادت به عقل بشر واگذار شده است. بر این اساس، ختم نبوت به معنای اعلام ختم رجوع مردم به راههای فراعادی و کفایت عقل و تجربۀ بشری است.
دیدگاه مزبور نادرست است؛ زیرا اولاً پیشفرض دیدگاه مدعیان روشنفکری این است که عقل بشر خودبسنده شده است و دیگر به معارف فراعادی نیازی ندارد؛ در حالی که، با توجه به محدودیت و خطاپذیری عقل و حس بشر، ضرورت دسترسی به معارف فراعادی ناظر به سعادت انسان، مهمترین دلیل بر ضرورت وجود راه فراعادی است. آیا در دوران ختم نبوت، محدودیت و خطاپذیری راههای عادی معرفت برطرف شده است؟ آیا عقل، بر ویژگیهای انسان و عالم آخرت چنان احاطه یافته است که میتواند راه رسیدن به سعادت را بهتنهایی درک کند؟ بنا بر این نیاز به وحی و منابع فراعادی، همچنان امری ثابت و باقی است.
ثانیاً آنچه از آیه خاتمیت به دست میآید، این است که پیامبر و شریعت جدیدی از سوی خدای متعال معرفی نمیشود؛ ولی این برداشت که مرجعیت پیامبر و شریعت خاتم نیز سلب شود، بیدلیل است. آیه بهروشنی دلالت دارد که پیامبر اسلام، آخرین فرستادۀ الهی است، و لازمۀ طبیعی این سخن آن است که از این به بعد همه باید متعبد به این پیامبر و شریعت باشند؛ بهویژه با توجه به سایر آیاتی که قرآن کریم را موجب هدایت همۀ انسانهای عالَم معرفی کرده است. در قرآن کریم، اسلام دین جهانشمول است؛ یعنی به اقوام خاص یا منطقۀ جغرافیایی محدودی اختصاص ندارد. آیات پرشماری در قرآن با استفاده از واژگانی چون «الناس»، «العالمین»، «کافّة» و «جمیع»، بر عمومیت دعوت پیامبر اسلام تصریح دارند.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)