چرا سکولاریسم با متون دینی ناسازگار است؟

آیات پرشماری از قرآن کریم و نیز روایات فراوانی از معصومان به تبیین و ارائۀ دستور در حوزۀ مسائل اجتماعی پرداخته‌اند. آیا با وجود این نصوص فراوان و صریح در باب مسائل اجتماعی، مانند سیاست داخلی (از قبیل تحلیل جریان نفاق و نحوۀ برخورد با آنها)، سیاست خارجی (مانند نحوۀ مواجهه با دشمنان)، شرایط حاکم، عدالت اجتماعی (سیاسی، اقتصادی، قضایی و...)، مذمت استکبار، اختلافات اجتماعی،  حقوق اقتصادی، معاملات ربوی، حقوق متقابل والدین و فرزند، حقوق متقابل همسران، اصول تربیت خانواده، و احکام جزایی و قضایی، می‌توان اسلام را دینی حداقلی دانست؟
 اگر آیات و روایات مهم‌ترین منابع فهم اسلام‌اند، چگونه می‌توان هزاران آیه و روایت را در مسائل اجتماعی نادیده گرفت؟
 همچنین با توجه به تشکیل حکومت به دست پیامبر و امام علی، و اهتمام به اجرای احکام اجتماعی اسلام در حد ممکن و بیان وظایف شرعی مکلفان دربارۀ این امور از جانب دیگر معصومان، چگونه می‌توان نگرشی سکولاریستی به اسلام داشت؟