چگونه می‌توان از راه مرجعیت دینی، ضرورت وجود امام را اثبات کرد؟

بدیهی است که همۀ مردم از توانایی لازم برای فهم کامل و تفسیر صحیح آیات قرآن و روایات نبوی برخوردار نیستند؛ به‌ویژه اینکه در تفسیر برخی آیات قرآن کریم و سخنان و رفتارهای پیامبر گرامی اسلام اختلافاتی وجود دارد. همچنین در برخی آیات الهی صرفاً کلیاتی آمده که نیازمند تفصیل است. بر این اساس، پس از وفات پیامبر اکرم، ضرورتاً باید فردی که توانایی درک کامل و صحیحی از اسلام و نیازهای انسان دارد، در دسترس باشد تا هم اختلافات معرفتی میان مردم را برطرف سازد، هم به تفسیر صحیح آیات بپردازد و هم جزئیات مربوط به معارف کلی دین را برای مردم بیان کند. شاهد این مدعا نیز اختلافات نظری در امور مهمی است که پس از رحلت پیامبر اکرم در میان مسلمانان پدید آمد. بنا بر این وجود امام، به عنوان مرجع دینی مردم، امری ضرور است. بر اساس سخن پیامبر گرامی اسلام در حدیث مشهور «ثقلین»، شرط رستگاری مردم، تمسک به دو رکن مهم «قرآن» و «اهل‌بیت» است: إِنِّى قَدْ تَرَکْتُ فِيکُمْ أَمْرَيْنِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِى مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا: کِتَابَ اللهِ وَعِتْرَتِى أَهْلَ بَيْتِى؛( محمد بن‌ یعقوب کلینی، الکافی، ج2، ص415؛ احمد بن ‌علی ‌طبرسی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج‏1، ص263)  «من در میان شما دو چیز باقی گذاشتم که اگر به آنها تمسک کنید، هرگز گمراه نخواهید شد: قرآن کریم و اهل‌بیتم». بنا بر این حفظ دین و رسیدن به سعادت حقیقی، در گرو وجود امام است.