برخی از ادلۀ نقلی ضرورت نصب الهی امام، عبارتند از:
الف. وقتی حضرت رسول، قبیلۀ بنیعامر را به توحید و اسلام دعوت کردند، فردی از آن قبیله به حضرت عرض کرد: اگر ما با تو بیعت کنیم و سپس خدا تو را بر مخالفانت پیروز گرداند، آیا میپذیری که امر ولایت پس از خویش (جانشینی و خلافت) را به ما بسپاری؟ حضرت فرمودند: الأمر إلى الله يضعه حيث يشاء؛ «این امر به دست خدای متعال است و آن را به هر که بخواهد میسپارد». (ابومحمد عبدالملک بن هشام، السيرة النبوية لابن هشام، ج1، ص424ـ425)
اگر «دیدگاه انتخاب» مشروعیت سیاسی میداشت، حضرت میتوانستند در آن شرایط امر خلافت را به انتخاب مردم واگذارند، نه آنکه از اساس، با طرح مسئلۀ نصب، نقش مردم در تعیین امام را بهکل نفی کنند.
همچنین بر اساس برخی روایات نبوی که در منابع شیعی و سنی نقل شده است، پیامبر گرامی اسلام حضرت علی را به امامت منصوب کردهاند.
ب. حدیث غدیر: «هر که من مولای او هستم، علی مولای اوست». این حدیث نبوی در بسیاری از منابع اهل سنت نقل شده است.(ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج1، ص45؛ محمد بن عیسی ترمذی، سنن ترمزی، ج5، ص297) بر اساس این حدیث، پیامبر حضرت علی را به امامت بر مردم منصوب کردهاند؛
ج. حدیث یومالدار: بر اساس این حدیث، پیامبر اکرم در جمع خویشاوندانش خطاب به حضار فرمودند:
چه کسی مرا در این امر (نبوت) یاری میکند تا پس از من برادر، وصی، وزیر، وارث و جانشین من باشد؟ پس امیر مؤمنان، علی، که در بین آن جماعت کمسنتر از همه بودند، برخاستند و فرمودند: یا رسولالله، من شما را یاری میکنم. پیامبر اکرم فرمودند: بنشین. پس تو برادر، وصی، وزیر، وارث و خلیفۀ پس از من هستی. (عبیدالله بن احمد حاکم حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج1، ص486؛ سید بن طاووس، الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ج1، ص21)
چنان که در حدیث فوق آمده است، پیامبر اکرم صریحاً حضرت علی را به امامت بر مردم منصوب کرده و به همه دستور دادهاند که از فرمانهای وی اطاعت کنند.