قابلیت یا عدم قابلیت صدق و کذب گزاره‌های اخلاقی را با توجه به دو دیدگاه واقع گرایان و غیر واقع گرایان توضیح دهید.

پذيرش واقع‌گرایی بدین معناست که گزاره‌های اخلاقی نیز همچون ديگر گزاره‌های واقع‌نما از واقعیتی عینی گزارش می‌دهند. البته روشن است که گزارة «خوب است مردم راست‌گو باشند» از همان واقعیتی گزارش نمی‌دهد که گزارة «مردم راست‌گو هستند»؛ اما میان این گزاره‌ها با ديگر گزاره‌های واقع‌نما از این جهت که همگي از واقعیتی عینی سخن می‌گویند فرقي نیست. پس گزاره‌های اخلاقی نیز در مقایسه با آن واقعیتی عینی که از آن گزارش می‌دهند، یا صادق‌اند یا کاذب. به عبارت دیگر، بنا بر واقع‌گرایی، گزارة «راست‌گویی خوب است» می‌گوید با صرف نظر از اینکه ما راست‌گویی را بپسندیم یا نه، جمع آن را پذیرفته باشند یا نه، و کسی به ما دستور داده باشد که راست بگوییم یا نه، راست‌گویی واقعاً خوب است. اینک اگر چنین باشد که این گزاره ادعا می‌کند، این گزاره صادق است، وگرنه کاذب خواهد بود. 
اما اگر غیر واقع‌گرا باشيم، باید بپذیریم که گزاره‌های اخلاقی غیر واقع‌نمايند؛ زیرا گفتیم مقصود ما از واقعیت در این بحث همان واقعیت عینی است؛ ليکن بنا بر غیر واقع‌گرایی، ارزش فراتر از دستور، سلیقه، یا نظر جمع، واقعیتی ندارد تا گزاره‌های ارزشی در بارة آن سخن بگویند. پس نمی‌توان گفت راست‌گویی، با صرف نظر از اینکه کسی در بارة آن دستوری صادر کرده است یا نه، کسی آن را می‌پسندد یا نه، و کسانی آن را پذیرفته‌اند یا نه، واقعاً خوب است، و در نتیجه، گزارة «راست‌گویی خوب است» واقعاً (نسبت به واقعیت عینی) نه صادق است و نه کاذب.
بدین ترتیب، بنا بر نظر واقع‌گرایان، گزاره‌های اخلاقی هم گزاره‌هایی واقع‌نما و از نوع گزاره‌های اِخباری، و صدق و کذب‌پذيرند، اما به نظر غیر واقع‌گرایان، این گزاره‌ها، غیر واقع‌نما و از نوع گزاره‌های انشايی، و صدق و کذب‌ناپذيرند.