وحدت‌گرایی و کثرت‌گرایی اخلاقی را تعریف كنيد و توضیح دهید چگونه واقع‌گرایان وحدت‌گرا و غیر واقع‌گرایان کثرت‌گرا هستند.

وحدت‌گرایی اخلاقی به این معنا که تنها یکی از گزاره‌های اخلاقیِ ناسازگار، و تنها یکی از مکاتب اخلاقیِ ناسازگار، می‌تواند پذيرفتني باشد. در برابر، کثرت‌گرایی اخلاقی یعنی همة گزاره‌های اخلاقی و نیز همة مکاتب اخلاقی معتبرند، هرچند به‌ظاهر ناسازگار باشند.
دو گزارة «این غذا خوش‌مزه است» و «این غذا خوش‌مزه نيست» تنها در ظاهر متناقض‌اند؛ زيرا هیچ ‌یک در بارة واقعیت عینی سخن نمی‌گویند، بلکه به سلیقة گوینده وابسته‌اند. پس ممکن است یک غذا در همان حال که به سلیقة کسی خوش‌مزه است، به سلیقة فردی دیگر خوش‌مزه نباشد. بنا بر غیر واقع‌گرایی، گزاره‌های اخلاقی نیز، مانند گزاره‌های مزبور، واقع‌نما نیستند و به سلیقة فرد یا خواست جمع یا دستور کسی وابسته‌اند. پس، از دو گزارة اخلاقیِ به‌ظاهر ناسازگار نمی‌توان گفت تنها یکی معتبر و پذيرفتني است. مثلاً از نظر غیر واقع‌گرا، دو گزارة «عدالت خوب است» و «عدالت خوب نيست» به يك اندازه پذيرفتني‌اند. به همین ترتيب، مكاتب مختلف اخلاقي نيز، هرچند به‌ظاهر ناسازگار باشند، همگي معتبر و پذيرفتني خواهند بود. پذيرفتني دانستن همة گزاره‌ها و مکاتب اخلاقی را، هرچند به‌ظاهر ناسازگار باشند، «كثرت‌گرايي اخلاقي» مي‌نامند.(1) پس با پذیرفتن غیر واقع‌گرایی، باید كثرت‌گرايي اخلاقي را نیز بپذیریم.
از سوی دیگر، واقع‌گرایان گزاره‌های اخلاقی را واقع‌نما می‌دانند. بنا بر این، دو گزارة «عدالت خوب است» و «عدالت خوب نیست» واقعاً متناقض‌اند و نمی‌توانند هر دو معتبر و پذيرفتني باشند؛ زیرا تناقض در عالم واقعیت محال است. به همین ترتیب، مکاتب مختلف اخلاقی که حاوی احکام اخلاقی ناسازگارند نیز نمی‌توانند همگی معتبر و پذيرفتني باشند و از میان آنها تنها یک مکتب اخلاقیِ درست و پذيرفتني می‌تواند وجود داشته باشد. پس با پذیرفتن واقع‌گرایی، باید وحدت‌گرایی اخلاقی را نیز بپذیریم؛ به این معنا که تنها یکی از گزاره‌های اخلاقی ناسازگار، و تنها یکی از مکاتب اخلاقی ناسازگار، می‌تواند درست و پذيرفتني باشد. 
 
پی نوشت:
 
1. كثرت‌گرايي اخلاقي، مطابق معنايي ديگر، به اين نظريه اطلاق مي‌شود كه ارزش‌ها و لزوم‌هاي اخلاقي گرچه واقعيت دارند، معیار واحدي ندارند و قابل تحويل به يك ارزش يا لزوم نيستند. به عبارت دیگر، کثرت‌گرایان به اصول اخلاقی متعدد قائل‌اند و وحدت‌گرایان تنها یک اصل اخلاقی را می‌پذیرند و همة احکام اخلاقی دیگر را فروع همان یک اصل تلقی می‌کنند. بديهي است كه كثرت‌گرايي به اين معنا با غير واقع‌گرايي ناسازگار است و در اينجا مورد بحث نيست. البته اين نظريه نيز پذيرفتني نيست (ر.ك: مجتبی مصباح، بنیاد اخلاق، ص233ـ235).