استدلال بر نسبیت فرااخلاقی از راه نسبیت مطلق معرفت را توضیح دهيد و نقد کنید.

در مباحث معرفت‌شناسی گفته شد که برخی افراد ـ آنها را نسبی‌گرایان مطلق نامیدیم ـ همة معرفت‌ها را نسبی می‌دانند. اتفاقاً برخی از کسانی که معرفت‌های اخلاقی را نسبی می‌دانند، از این دسته‌اند و چون هر معرفتی را نسبی می‌دانند، معرفت‌های اخلاقی را نیز نسبی می‌دانند. بدین ترتیب، یکی از استدلال‌هایی که برای نسبی بودن معرفت‌های اخلاقی آورده شده این است که همة معرفت‌ها نسبی‌اند و معرفت‌های اخلاقی نیز از این قاعدة مطلق (!) مستثنا نیستند. بنا بر این، آنها هم نسبی‌اند.
افرادي مانند پروتاگوراس را مي‌توان طرف‌دار اين دليل دانست. بنا بر آنچه از پروتاگوراس نقل شده، وي انسان را معيار همه چيز مي‌دانست: معيارِ بودن چيزهايي كه هستند و معيارِ نبودن چيزهايي كه نيستند. بر همين اساس، اعتبار معرفت‌های اخلاقی نيز وابسته به انسان‌هايي است كه به آنها معتقدند، و واقعيتي مستقل از آنها ندارد.
نقد استدلال
برای بررسی اين دليل کافی است به نقدهایی توجه کنیم که در معرفت‌شناسی در بارة نسبی‌گرایی مطلق بیان شد:
1. نسبي دانستن معرفت به ‌طور مطلق، خودْمتناقض است. همچنين ادعاي نسبي‌گرايي مطلق، مدعايي است كه بايد اثبات شود؛ اما اثبات آن، نيازمند پذيرفتن معرفت‌هاي مطلق ديگر و مطلق بودن اعتبار شيوة استدلال نيز هست، که پذيرفتن تك‌تك آنها مدعاي نسبي‌گراي مطلق را نقض مي‌كند؛
2. افزون بر اين پاسخ‌هاي نقضي، در معرفت‌شناسي، مباني معرفت‌هاي مطلق معرفي شدند و بدين صورت، نشان داده شد كه معرفت‌ها بر اساس شرایط عینی، قابل ارزيابي معرفت‌شناختي‌اند.