دیدگاه مکتب جامعه‌گرایی را در بارة منشأ ارزش اخلاقی توضیح دهيد و آن را بررسی کنید.

جامعه‌گرایان معتقدند جامعه دارای حقیقتی مستقل از افراد تشکیل‌دهنده آن و همچون روح حاکم بر افراد است. از نظر ایشان، احکام اخلاقی نیز مولود روابط اجتماعی‌اند و بدون جامعه، اخلاق بدون موضوع خواهد بود. از باب مثال ایثار، انفاق، امانت‌داری و وفای به عهد، تنها در ارتباط با انسان‌های دیگر معنا دارند. بدین ترتیب، جامعه واضع ارزش است و ارزش اخلاقی واقعیتی ورای آن ندارد. جامعه‌گرایان قواعد اخلاقی هر جامعه‌ای را برای افراد همان جامعه معتبر می‌دانند و معتقدند هر کسی باید از قواعد اخلاقی جامعة خود پيروي کند، اما هیچ قاعدة اخلاقی اعتبار واقعی و عام ندارد.
بررسی این مکتب
1. گرچه افراد در جامعه پیوندهایی با یکدیگر برقرار می‌کنند و در نتیجه، آثار آنها در این روابط، فراتر از آثار افراد به‌تنهایی است، این مقدار ثابت نمی‌کند که جامعه ترکیبی حقیقی است و فراتر از افراد و روابطشان، وجودی دیگر دارد تا حقیقتاً جامعه را واضع ارزش بدانیم. 
2. گرچه بسیاری از موضوعات اخلاقی همچون ایثار، انفاق و گذشت، در رابطه با انسان‌های دیگر تحقق می‌یابند، اخلاق فراتر از روابط اجتماعی است و همة امور اختیاری را در بر می‌گیرد. در واقع، مجموع امور اختیاری را می‌توان به چهار دستة رابطة فرد با خداوند، با خود، با انسان‌های دیگر و با طبیعت تقسیم کرد، و همة اینها قابل ارزیابی اخلاقي‌اند. برای مثال عبادت، شکر، توکل، توبه، و خضوع و خشوع در برابر خدا از اخلاق الهی، دوراندیشی، بلندهمتی، عزت نفس و پرهیز از پرخوری از اخلاق فردی، و بهره‌برداری مناسب از طبیعت و آزار ندادن حیوانات از اخلاق محیط زیست شمرده می‌شوند.
3. به فرض آنکه بپذیریم که اخلاق صرفاً در ظرف اجتماع تحقق می‌یابد و جامعه نيز موجودی حقیقی است که می‌تواند احکامی را برای افراد خود وضع کند، این مقدار برای آنکه جامعه را واضع ارزش بدانیم و واقع‌نمایی ارزش اخلاقی را انکار کنیم کافی نیست؛ همان طور که احکام پزشکی در ظرف روابط میان بیمار، دارو و درمانگر تحقق می‌یابد، اما این بدان معنا نیست که این احکام واقعیتی ندارند و درمانگر و بیمار، یا جامعة پزشکی واضع آنها هستند. در واقع، در این استدلال، میان ظرف تحقق احکام اخلاقی با منشأ اعتبار این احکام خلط شده است.
4. فرض کنیم جامعه حقیقتاً قوانین اخلاقی را وضع می‌کند. اما چرا باید از این قوانین پيروي کرد؟ خود این حکم، حکمی اخلاقی است و در مکتب جامعه‌گرایی توجیه معقولی ندارد