مکتب لذت‌گرایی شخصی را توضیح دهيد و آن را بررسی کنید.

در این مکتب اخلاقی، سعادت چیزی نیست جز لذت. زندگی سعادتمندانه، زندگی سرشار از لذت است و سعادتمند کسی است که از زندگی خود لذت می‌برد. پس لذت ارزش ذاتی دارد و ارزش هر چیز دیگر در مقایسه با آن سنجیده می‌شود. بدین ترتیب، کار خوب یعنی کار لذت‌بخش و اگر از پیروان این مکتب بپرسند چه کاری را باید انجام داد، در پاسخ خواهند گفت هر کاری که لذت‌بخش باشد. همچنین هر کاری که لذت‌بخش‌تر است بهتر است و در تزاحم با کاری که از آن لذت کمتری می‌بریم باید ترجیح داده شود؛ یعنی در مقایسه با آن، ارزش جای‌گزینی دارد.
لذت‌گرایان براي اثبات ارزش ذاتي لذت، چنين استدلال مي‌كنند: انسان طبيعتاً طالب لذت است و از رنج و درد مي‌گريزد. براي هر فرد، خوشي و لذت خود او مطلوب است و هيچ كس رنج و ناراحتي خود را نمي‌خواهد. اگر دقت کنیم، حتی هنگامی که رنج و محنت کاری را به جان می‌خریم و به انجام دادن آن مشتاق می‌شویم، نه از آن روست که طالب رنج و محنتیم، بَل بدان دلیل است که آن را مقدمة لذتی می‌دانیم. کسی که مشتاقانه بار سنگینی از غذا یا اسباب و اثاثیه را به منزل می‌برد، در طلب لذتی است که با استفاده از آن به دست می‌آید، و کسی که بار فردی دیگر را بر دوش می‌کشد، در طلب لذتی است که از مزد این کار از او می‌گیرد، و حتی آن کس که بی‌مزد بار دیگری را بر دوش می‌کشد، در پی لذتی است که از احسان به دیگران به دست می‌آورد.
روشن است که یک کار ممکن است نتایج متعدد و متفاوتی داشته باشد: برخی لذت‌بخش و برخی رنج‌آور. چه بسا کاری لذتی زودگذر و رنجی درازمدت در پی دارد، مانند نوشیدن شربتی گوارا و مسموم، یا لذتی شدید همراه با رنجی اندک دارد، همچون مداوای بیماری‌ای جان‌کاه با تزریقی دردناک. اصولاً شاید هیچ لذتی را نتوان یافت که با رنجی همراه نباشد و چه بسا همراه هر رنجی نیز نوعی لذت وجود داشته باشد. طبیعتاً در این موارد، باید همة لذت‌ها و رنج‌های حاصل از یک کار را محاسبه کرد و چنانچه در مجموع، لذت حاصل، بیش از رنج بود، آن را انجام داد و در صورتی که رنج حاصل بیشتر بود، از آن پرهيز کرد.
لذت‌گرایان برای محاسبة لذت و رنج، معيارهايي مانند شدت و مدت لذت و رنج ارائه داده‌اند. بدین ترتیب، هر چه شدت لذت بیشتر باشد، آن لذت برتر است و همین‌ طور، هر چه مدت دوام و ماندگاری لذت بیشتر باشد، ارزش بیشتری دارد. برخی از آنها نیز همة انواع لذت را داراي ارزش برابر نمي‌دانند. برای مثال، برخی لذت‌گرایان لذت‌هاي روحي، مانند آرامش خاطر را از لذت‌هاي جسمي و شهواني برتر مي‌شمارند.
بررسی این مکتب
1. تلقی بسياري از مردم از لذت، بدان جهت كه بيشتر با امور مادي و دنيوي سر و كار دارند، لذت‌هاي جسمي يا دنيوي است، اما چنانچه لذت را به معناي وسيع آن لحاظ كنيم، مي‌توان پذيرفت كه لذت، با صرف نظر از هر چيز ديگر و بدون مقايسة آن با پيامدهاي ديگر، به ‌طور طبیعی برای انسان مطلوب است؛ یعنی لذت ارزش طبيعي دارد. آنچه مناقشه‌بَردار است این است که لذت‌گرایان برای اثبات ارزش ذاتی لذت، به ارزش طبیعی آن استناد می‌کنند و می‌گویند چون لذت به ‌طور طبیعی مطلوب است، ارزش ذاتی دارد؛ در حالی که ارزش ذاتی به ‌معنای مطلوبیت ناوابسته است، و ممکن است ادعا شود که اموری دیگر، همچون دانش، قدرت و کمال نیز به ‌طور طبیعی مطلوب‌‌اند. در این صورت، برای آنکه بدانیم کدام یک ارزش ذاتی دارند، باید ببینیم کدام مطلوب اصلی است و کدام مقدمة مطلوبی دیگر. پس نمی‌توان از ارزش طبیعی یک چیزْ ارزش ذاتی آن را نتیجه گرفت. این استنتاج را می‌توان مغالطة ارزش طبیعی و ذاتی نامید.
2. یکی از مشکلات این مکتب اخلاقی، مشکل محاسبة لذت و رنج حاصل از یک کار، با فرض قبول معیارهای ارائه‌شده است. این مشکل از سویی مربوط است به اینکه لذت و رنج حاصل از یک کار در شرایط مختلف متفاوت است، و بنا بر این، تعمیم تجربه‌هاي قبلی با مشکل مواجه می‌شود، و از سوی دیگر، مربوط است به اینکه هیچ گاه نمی‌توانیم مطمئن باشیم که همة پیامدهای یک کار را در نظر گرفته‌ایم.
3. اشکال دیگر مربوط است به ناسازگاری لذت‌گرایی با برتر دانستن برخی انواع لذت بر برخی دیگر، که برخی لذت‌گرایان آن را مطرح کرده‌اند. گویا کسانی که میان انواع لذت فرق نهاده‌اند، به این نکتة مهم توجه کرده‌اند که همة انواع لذتْ ارزش یک‌سان ندارند، و مثلاً نمی‌توان لذت حاصل از شکم‌پرستی را در ردیف لذت علم‌آموزی قرار داد و صرفاً هر يک را که لذت بیشتر و شدیدتری داشت ترجیح داد. اما اگر لذت ارزش ذاتی داشته باشد، هیچ معیاری فراتر از آن وجود ندارد که بتواند برتری چیزی را بر چیزی دیگر نشان دهد. بنا بر این، مطابق معیار لذت‌گرایان، نباید میان انواع لذت فرقی نهاد، بلکه باید دید در هر مورد، کدام لذت بیشتر و شدیدتر است؛ خواه جسمی باشد و خواه روحی.