چرا دنیاگریزان منطقاً نمی‌توانند ارزش دنیا را به‌ کلی منفی بدانند؟

بي‌ترديد آدمي طالب آرامش خاطر و رهايي از اضطراب است، اما اموري ديگر از جمله برخورداري از لذايذ مادي نيز براي او مطلوب‌اند. جهان‌بيني دنياگريزان موجب شده است كه از سويي، آرامش خاطر و رهايي از اضطراب را سعادت واقعي و برترين مطلوب ممكن براي انسان به ‌شمار آورند، و از سوي ديگر، عموم لذايذ دنيوي را مانع وصول به اين هدف بشمارند و براي لذايذ دنيوي ارزش منفي قائل شوند. این مکاتب برای دستیابی به هدفی که برگزیده‌اند، یعنی آرامش خاطر و رهایی از اضطراب، دستورالعمل‌هایی صادر کرده‌اند و توصیه‌هایی دارند. طبعاً کارهایی که ایشان به آنها توصیه می‌کنند باید در همین دنیا و با استفاده از امکانات آن صورت گیرد و بدین ترتیب، ایشان نیز منطقاً بايد ارزش دنيا و برخورداري از اين امكانات را در اين حد، یعنی تا جایی که بتوان با استفاده از آن به هدف مزبور رسید، بپذيرند. به عبارت دیگر، توجه به نيازهاي طبيعي جسم و تلاش براي ادامة زندگي، حفظ تندرستي و كسب ابزارهاي لازم براي زندگي، از شرايط عمومي تأمين سعادت است و هیچ مکتب اخلاقی‌اي از نوع واقع‌گرای اثبات‌پذیر منطقاً نمی‌تواند دنیا را به‌کلی فاقد ارزش بداند.