معیار ارزش را از دیدگاه عاطفه‌گرایان توضیح دهید و آن را بررسی کنید.

از نظر عاطفه‌گرایان، امور فردی، مانند غذا خوردن و راه رفتن، که در آنها ارتباط با دیگران مطرح نیست، قابل ارزیابی اخلاقی نیستند، و تنها کارهایی را می‌توان در اخلاق ارزش‌گذاری کرد که جنبة اجتماعی داشته باشند، یعنی به دیگران مربوط باشند. همچنین آنچه در روابط اجتماعی مطلوب و ارزشمند است، اموری‌اند همچون گذشت، همدلی، ترحّم، مهرباني، صبر، سخاوت، همدردي با دردمندان، دستگيري از ناتوانان، كمك به نيازمندان، ایثار و جان‌فشانی برای دیگران، که همگی نوعی ازخودگذشتگی و ترجیح دادن خیر دیگران بر خیر خودند. در برابر، کارهای خودخواهانه‌ای که مانع خیر دیگران می‌شوند و به دیگران آسیب می‌رسانند، نه‌تنها ارزشمند نیستند، بلکه ضد ارزش‌اند؛ مانند بخل‌ورزی، خیانت، ستمگری و تعدّی به حقوق دیگران. در واقع، ویژگی انسان و وجه برتری او بر حیوانات این است که از عواطف برخوردار است و باید این نیاز اصیل را برآورده کند و تأمین این عواطف با دیگرگرایی میسر است، نه با خودگرایی. پس آنچه معیار ارزش است، دیگرگرایی است. بدین ترتیب،‌ بالاترین اصل در اخلاق، کار کردن برای خیر دیگران است، نه برای خیر خود.
بررسی این دیدگاه:
1. چنانچه میدانید حوزة اخلاق فراتر از روابط اجتماعی است. اما اموری مانند غذا خوردن و راه رفتن را بدين جهت نمی‌توان ارزش‌گذاری اخلاقی مشخصی کرد که این گونه رفتارها در اوضاع مختلف، ارزش‌های متفاوتی دارند، نه از آن جهت که اعمالی فردی‌اند. گفت‌وگو کردن نیز، با اینکه از اعمال اجتماعی است، در شرایط گوناگون ارزش‌های متفاوتی دارد و به همین جهت، نمی‌توان آن را به‌کلی خوب یا بد دانست. 
2. انسان مطلوب‌ها و خواسته‌های متنوعی دارد که ارضای عواطف یکی از آنهاست. اما چرا باید این مطلوب بر مطلوب‌های دیگر ترجیح داده شود؟ برخی پیروان این مکتب اخلاقی گفته‌اند عواطف از ویژگی‌های انسان و از امتیازات او بر ديگر حیوانات است و بدین جهت، باید بر مطلوب‌های دیگر ترجیح داده شود. اما اولاً اثبات اینکه عواطف از ویژگی‌های مخصوص انسان است، مشکل است، و ظاهر رفتار بسیاری از حیوانات نشان مي‌دهد که آنها نیز کمابیش دارای عواطف‌اند، و ثانیاً با فرض اینکه عواطف مخصوص انسان است، آدمي ویژگی‌های اختصاصی دیگری نيز مانند تعقل دارد.
3. در این مکتب اخلاقی آنچه اهمیت ویژه دارد، انگیزة دیگرخواهی است که در عواطف نمود می‌یابد. اما مشخص نیست این مکتب برای ارزش‌گذاری کارها چه سهمی را برای نتایجی که از آن کارها عايد دیگران می‌شود در نظر دارد. فرض کنید یک نفر با انگیزة دیگرخواهانه به دیگری کمک مالی می‌کند و دیگری به وی کمک فکری می‌دهد. آیا ارزش کار آنها مساوی است یا به‌جز انگیزه، ملاک دیگری نيز، مانند مقدار نتیجه‌ای که عايد دیگران می‌شود، برای سنجش ارزش کار آنها وجود دارد؟ 
4. در این مکتب اخلاقی، گویا مسلّم فرض شده که دیگرگرایی با خودگرایی منافات دارد و تنها باید یکی از آنها را برگزيد. اما چه بسا دست‌کم بتوان مواردی را یافت که در آنها کار برای خیر عموم بوده، در آنها خودگرایی و دیگرگرایی قابل جمع باشند.