دو دلیل سودگرایان را برای تلازم خودگرایی و دیگرگرایی بیان، و آنها را بررسی کنید

سودگرایان برای اثبات تلازم خودگرایی و دیگرگرایی دو دلیل آورده‌اند:
دلیل اول این است که يكي از منافع هر فردی، ارضاي عاطفة ديگرخواهي خود اوست. اما وی هنگامی می‌تواند به این منفعت دست یابد که به دیگران سود برساند؛ زیرا با سود رساندن به ديگران است که عاطفة ديگرخواهي خود را ارضا مي‌كند و از این راه، خودش نيز سود مي‌برد. از باب مثال، كسي كه ايثارگر، سخاوتمند و مهربان است، خودش از انجام دادن این کارها احساس لذت و رضایت مي‌كند، و كسي كه بخيل، حسود و بي‌رحم است، خودش گرفتار رنج و اضطراب است. بدين ترتيب، اگر فرد بخواهد منافع خود را در نظر بگيرد و به آنها دست يابد، بايد لزوماً منافع ديگران را نيز در نظر بگيرد و در جهت تأمين آنها بکوشد. نيز كسي كه منافع ديگران را در نظر مي‌گيرد، عاطفة ديگرخواهي خود را نيز ارضا مي‌كند. در نتيجه، ديگرگرايي جز با خودگرايي ممكن نيست و خودگرايي نيز با ديگرگرايي تأمين مي‌شود و هر دو همراه یکدیگرند؛
دلیل دوم سودگرایان بر تلازم خودگرایی و دیگرگرایی این است که همة منافع فرد به منافع دیگران مربوط است. از نظر ایشان، همان ‌گونه كه اعضاي يك شركت تعاوني در سود و زيان يكديگر شريك‌اند، افراد جامعه نيز به گونه‌اي با هم ارتباط دارند كه در سود و زيان يكديگر شريك‌اند. از باب مثال، كسي كه با خيالِ سود بردن خويش، دزدي مي‌كند، دروغ مي‌گويد، يا در امانت خيانت مي‌ورزد، در واقع جامعه‌اي را كه در آن زندگي مي‌كند دچار بي‌نظمي مي‌سازد؛ ديگران را به خود بدبين مي‌كند؛ و خود را از منافع بسياري كه مي‌توانست از سوي ديگران عايدش ‌شود محروم مي‌سازد. بدین ترتیب، اين كارها، در مجموع، به زيان خود او هستند. بر اين اساس براي تأمين سود خود، بايد سود دیگران را نیز در نظر داشت. از سوي ديگر، افزايش سود فرد، موجب افزايش سود دیگران است؛ زيرا فرد عضوي از جمع است و با افزايش سود در هر بخش از مجموعه، سود مجموعه افزايش مي‌يابد و این سود نصیب دیگران نیز می‌شود. 
بدین ترتیب، چه خودگرا باشیم، چه دیگرگرا، یعنی چه بخواهیم برای خیر خود کار کنیم، چه برای خیر دیگران، برای محاسبة سود واقعی یک کار، باید تمام سودهای حاصل از آن کار را به حساب آوریم، با صرف نظر از اینکه آن سود مستقیماً به خود فرد باز می‌گردد یا به دیگران؛ زیرا سودهایی که نصیب دیگران می‌شوند نیز نهایتاً به خود فرد باز می‌گردند، و سودهایی که مستقیماً عايد فرد می‌شوند نهایتاً به دیگران نیز می‌رسند.
نقد و بررسی دلایل آنها:
در بارة دلیل اول سودگرایان بر تلازم خودگرایی و دیگرگرایی، می‌توان به افرادی اشاره کرد که سادیسم دارند؛ یعنی بی‌عاطفه‌اند یا انگیزه‌های عاطفی ضعیفی دارند و میل چندانی برای خیر رساندن به دیگران ندارند، و در مقابل، از آزار دادن دیگران و آسیب رساندن به آنها لذت می‌برند. گرچه ممکن است مطابق تلقی عمومی، آنها را انسان‌های بیمار و غیر طبیعی و کارشان را نادرست بشماريم، وجود چنین افرادی گواه این است که خودگرایی با دیگرگرایی لزوماً همراه نیست. از سوی دیگر، حتي اگر نیاز عاطفی را از نیازهای عمومی انسان‌ها بدانیم، روشن است که عواطف تنها بخشی از وجود هر فردند، و بنا بر این چه بسا، کاری که از جهات دیگر به سود فرد است، نیاز عاطفی او را برآورده نکند و حتی برای این بخش از وجود او زیان‌بار باشد. در این مورد، ممکن است کار در مجموع به سود فرد باشد، اما به سود دیگران نباشد. پس خودگرایی مستلزم دیگرگرایی نیست.
دلیل دوم سودگرایان بر تلازم خودگرایی با دیگرگرایی نیز مناقشه‌بَردار است؛ زیرا معلوم نیست به چه دلیل، همة منافع افراد به یکدیگر وابسته دانسته شده است. چگونه کسی که هنگام مرگ، اموال خود را برای کاری عام‌المنفعه وقف می‌کند و از این راه به دیگران سود می‌رساند، خود نیز از همة منافع آن کار بهره می‌برد؟ یا در جامعه‌ای که ستمگری و حق‌ناشناسی رواج دارد، چگونه می‌توان از منافع خدمت کردن به دیگران بهره‌مند شد؟ سودگرايان بدون توجه به آثار اخروي اعمال، پاسخ قانع‌کننده‌اي براي اين گونه پرسش‌ها ندارند.