منشأ مطلوبیت چیست؟ توضیح دهید.

منشا مطلوبیت حب ذات است زیرا همان ‌طور که در مباحث فلسفی گذشت، هر ممکنی نیازمند علت است و بنا بر این، تا جایی که فاعل بتواند چیزی را بخواهد و بتواند آن را نخواهد، خواستن آن چیز نیازمند علتی است که آن علت را علت غايی می‌نامیم. از سوی دیگر، علت غايی از علل حقیقی است و تسلسل در آن محال است، و بنا بر این، سلسلة علل غايی نهایتاً به چیزی منتهی می‌شود. آن چیز نوعی خواستن است که برای فاعلْ ضروری و تخلف‌ناپذير است؛ زیرا اگر آن خواستن هم برای فاعل ممکن باشد، مطابق اصل علیت، نیازمند علت است و در این صورت، سلسله ادامه خواهد یافت.
از آنچه گفتیم روشن می‌شود که منشأ مطلوبیت، نوعی خواستن است که برای فاعلْ ضروری و تخلف‌ناپذیر است، و فاعل مختار به ‌گونه‌ای است که به ‌طور طبیعی و ضروری چنین خواستی را دارد.
همان گونه که در مباحث خداشناسی و انسان‌شناسی گذشت، فیلسوفان نشان می‌دهند که منشأ همة مطلوبیت‌ها حب ذات است. در واقع، اگر در ملاک دوست داشتن دقت کنیم، می‌بینیم دوست داشتنِ چیزی در گرو آن است که آن را با خود سازگار بیابیم، و به همین جهت، ممکن است چیزی را تنها در برخی شرایط دوست داشته باشیم؛ چون در برخی شرایط، آن را با خود سازگار می‌دانیم، و در برخی شرایط، ناسازگار. مثلاً دوستیِ ما با افراد دیگر بدان جهت است که روحیات آنها را با خود سازگار می‌یابیم، یا آنچه را که از انس با آنها و مانند آنْ نصیب ما می‌شود دوست داریم. شدت و ضعف دوستی‌ها و دشمنی‌هایمان با دیگران نیز تابع درکی است که از مقدار سازگاری یا ناسازگاری آنها با خودمان داریم. اما طبیعی است که هر کس با خودش سازگار است، همان ‌طور که هر جسمی با خودش هم‌اندازه است، و افزون بر اين، هر کسی سازگاری خودش را با خودش، با علم حضوری درک می‌کند، و به همین جهت، هر کسی خودش را دوست دارد. بدین ترتیب، همان ‌گونه که علم حصولی به هر چیزی نهایتاً از راه علم حضوری به خودْ امکان‌پذیر است، گرایش به هر چیزی نیز نهایتاً از راه گرایش به خودْ حاصل می‌شود.
بدین ترتیب، کسی نمی‌تواند خودش را دوست نداشته باشد. حتی کسی که گمان می‌کند از خودش بدش می‌آید، یا با خودش سر ناسازگاری دارد، در واقع، برخی ویژگی‌هایی را که اینک دارد، با خودش ناسازگار می‌داند، و نمی‌خواهد آنها را داشته باشد. پس آن ویژگی‌هايي را که از خودش جداشدنی می‌داند، دوست نمي‌دارد، نه خودش را. نیز کسی که در صدد خودکشی برمی‌آید، می‌خواهد خودش را از ناملایماتی که با آنها روبه‌روست رها سازد، و این نشانة عنایت و علاقه‌ای است که به خودش دارد؛ هرچند راهی مناسب و عقلایی برای این کار انتخاب نکرده است.