به چه دلیل لزوم اخلاقی از نوع بالقیاس است، نه دستوری یا قراردادی؟

لزوم اخلاقی نیز به این معنا نیست که کسی در دستور یا توصیه به دیگری، کاری را لازم بداند، یا خود جمع یا افراد یک گروه، با یکدیگر بر لزوم انجام دادن کاری توافق کنند، بلکه وقتی از لزوم اخلاقی کاری سخن می‌گوییم، مقصودمان لازم بودن آن برای دستیابی به مقصد و هدف اخلاق، یعنی کمال اختیاری است، و بنا بر این، لزوم اخلاقی نیز از نوع لزوم بالقیاس، و امری واقعی است. از باب نمونه، وقتی می‌گوییم باید امانت‌دار و عادل باشیم، بدین معناست که کمال انسانی در گرو رعایت امانت‌داری و عدالت است، و برای تحصیل کمال باید این موارد را رعایت کرد.
 
نکته: باید توجه داشت که لزوم در اینجا به ‌معنای وجوب تشریعی، و در مقابل استحباب نیست، بلکه صرفاً به ‌معنای ضرورت تحقق فعل برای تحصیل کمال مطلوب است. البته کمال دارای مراتب گوناگون است و برای رسیدن به هر مرتبه‌ای از کمال، انجام دادن کارهای خاصی ضرورت دارد، و مثلاً برای رسیدن به حداقل کمال انسانی، انجام دادن کارهایی که شرط کمالات برترند لازم نیست؛ اما لزوم اخلاقی در صدد بیان این نیست که تحصیل کدام مرتبه از کمال واجب، و تحصیل کدام مرتبه مستحب است.