هر یک از عقل، وحی و تجربه در چه مواردی برای تشخیص ارزش کارها کارایی دارند؟

ارزش اخلاقی برخی کارها را می‌توان با استدلال عقلي اثبات کرد. از باب مثال، ارزش بندگي خدا و انجام دادن كارهاي مورد محبت و رضايت او را با روش عقلی اثبات کردیم. به همین ترتیب، مي‌توان ثابت کرد که با فرض نيت تقرب، امور ذيل، و نيز مقابله با موانع آنها باارزش‌اند: شناخت خدا و اولیای او، تلاش براي دانستن راه بندگي خدا و تشخيص كارهاي محبوب او، الگوبرداری از انسان‌های کامل، تعليم و ترويج ارزش‌هاي درست، و هدايت ديگران به اين ارزش‌ها، کمک کردن به بندگان خدا، رعایت حقوق دیگران و دفاع از حقوق آنها، و تبعیت نکردن از دشمنان خدا. در واقع، هر جا بتوانیم با استدلال عقلی نشان دهیم که نتیجة یک کار لزوماً موجب تقرب به خدا یا دوری از اوست، می‌توانیم ارزش آن را با عقل تعیین کنیم.

اما در بسیاری موارد، ممکن است همة نتایج کار بر ما معلوم نباشد، و از آن رو که احتمال می‌دهیم بسیاری از نتایج آن در جهان دیگر ظاهر شود، نمی‌توانیم آنها را با عقل خود یا حتی به کمک تجربه محاسبه کنیم. در این موارد، راهی جز این نداریم که از طريق راهنمایی کسی که به همة نتایج کار آگاه است به ارزش آن پی ببریم. راهنمایی‌ها و دستورهایی که به واسطة وحی به دست بشر رسیده، همین نقش را برای هدایت انسان به کمال و سعادت حقیقی او ایفا می‌کنند.([i]) از باب مثال، برای آنکه بدانیم آیا لازم است خدا را به شکلی خاص عبادت کنیم یا نه، و در صورت لزوم، شکل عبادت چگونه باید باشد، باید از وحی مدد بگیریم. نیز تعیین حقوق خداوند و دیگران که رعایت آنها بر ما لازم است، بدون راهنمایی وحی امکان‌پذیر نیست.

در مواردی که ارزش کار تابع نتایج تجربه‌پذير است، می‌توان از راه تجربه، ارزش کار را تعیین کرد. مثلاً پس از آنکه با روش عقلی، ارزش تعلیم ارز‌ش‌های درست را به دیگران اثبات کردیم، یا به روش وحیانی، ارزش انجام دادن مناسک حج را دریافتیم، می‌توانیم به مدد تجربه، نشان دهیم که کدام کارها به عنوان مقدمات لازم برای این امور، ارزشمندند، و مثلاً برای تعلیم ارزش‌ها چه روش‌هایی مؤثرتر است و چه راه‌هایی برای سفر به حج میسر است.

بدین ترتیب، ارزش اخلاقی کارهای مختلف را در مجموع به سه روش عقلی، وحیانی و تجربی می‌توان مشخص کرد.

                                            

1- عموم انسان‌ها در عمل، از ديگران الگو مي‌گيرند، و بدين جهت، براي نيل به هدف اخلاق و پيمودن مسير درست زندگي، افزون بر تعليم و نشان دادن راه، به الگوي عملي نياز دارند. خداوند متعال با ارسال پيامبران، كه الگوهاي انسان كامل‌اند، راه درست را از طريق آنها به ديگر انسان‌ها نشان داده و با لازم كردن اطاعت آنان، راه تزكيه و تربيت اخلاقي را نيز به بهترين و كامل‌ترين صورت، فراهم ساخته است.