امکان بقای نفس را از طریق تجرد نفس توضیح دهید.

یکی از ادلۀ امکان بقای نفس پس از مفارقت از بدن، مبتنی بر تجرد آن است. با توجه به بی‌نیازی نفس از محل مادی، می‌توان فرض کرد که با از بین رفتن بدن، نفس به افاضۀ علت هستی‌بخش خود باقی باشد. به عبارت... مطالعه بیشتر...

نقش عوامل بیرونی را در افعال اختیاری انسان تحلیل کنید.

برخی، عوامل محیطی و اجتماعی را موجب مجبور شدن انسان می‌دانند. این افراد بسته به اینکه عوامل طبیعی، عوامل تاریخی یا عوامل اجتماعی را مانع اختیار و موجب جبر بدانند، به سه دسته تقسیم می‌شوند:... مطالعه بیشتر...

قلمرو اختیار انسان را بیان کنید.

اختیار در اینجا شامل آن رفتارهایی هم می‌شود که از سَرِ اکراه یا اضطرار انجام می‌‌شود؛ زیرا در این اوضاع، فرد می‌تواند خلاف گزینۀ اضطراری یا اکراهی را نیز انتخاب کند. پس مراد از اختیار، تأثیر خواست... مطالعه بیشتر...

اختیار انسان را اثبات کنید

وجود اختیار را با علم حضوری می‌یابیم. انسان دست‌کم در برخی موارد به نحو حضوری می‌یابد که افعالش محصول ارادۀ اوست؛ به ‌طوری‌ که می‌تواند در میان گرایش‌های متضاد، یکی را برگزیند. بنا بر این، با توجه... مطالعه بیشتر...

اختیار انسان را تعریف کنید

انسان از قوۀ اختیار به دو معنا، یعنی تأثیر خواست فاعل در فعل و گزینش آگاهانه میان امور مختلف برخوردار است؛ به این معنا که ما در میان گرایش‌های متقابل، می‌توانیم با خواست خویش، فعل مشخصی را به نحو... مطالعه بیشتر...

کارکردهای عقل کدام‌اند؟

عقلْ قوۀ شناختی و ادراکی ویژه‌ای است که شناخت‌های گوناگونی را در اختیار انسان قرار می‌دهد. عقل نیرویی ادراکی است که به نحو مستقل یا با استفاده از دیگر راه‌های شناخت، کارکردهای گوناگون معرفتی را... مطالعه بیشتر...

مراد از کمال‌طلبی نامحدود انسان را توضیح دهید و چرایی اختلافات انسان‌ها در این زمینه را تبیین کنید.

گرایش یا میل درونی به کمال، از دیگر ابعاد سرشتی انسان است که هر کس به نحو حضوری آن را در خود می‌یابد. وقتی‌ به درون خویش مراجعه می‌‌کنیم، می‌بینیم که همواره گرایشی درونی ما را به سمت کمال فرا می‌... مطالعه بیشتر...

ابعاد سرشتی(فطری) نفس را نام ببرید و توضیح دهید.

در یک دسته‌بندی کلی، نفس سه بُعد سرشتی دارد: بینشی، توانشی و گرایشی. این امور داشته‌هایی است که انسان آنها را با اختیار خویش کسب نکرده است.  از آنجا که سرشت با علم حضوری قابل درک است. از... مطالعه بیشتر...

دلیل عقلی «بقای شخصیت» را در اثبات اصالت نفس(صرفاً نفس انسان حقیقت و انسانیت وی را تشکیل می‌دهد) توضیح دهید.

یکی از ادلۀ عقلی اصالت نفس، تغییرناپذیری نفس در مقابل تغییرپذیری بدن است. با توجه به تغییرپذیری دائمِ تمام اجزای بدن انسان و بقای نفس او از کودکی تا آخر عمر، نتیجه می‌گیریم که حقیقت انسان را نفس... مطالعه بیشتر...

نسبت نفس و بدن از کدام نوع است؟

نوع رابطه نفس و بدن، نفوذ و حلول نیست؛ زیرا از آنجا که نفسْ مجرد است، و نیز نفوذ و حلول در وجودِ مادی، نشانِ مادیت نفوذکننده و حلول‌کننده است، امر مجرد نمی‌تواند در امری مادی نفوذ و حلول کند.... مطالعه بیشتر...

شواهد تجربی وجود نفس را توضیح دهید؟

برخی از شواهد تجربی، وجود نفس (ساحتی غیر از این بدن) را تأیید می‏کنند مانند: 1. پدیدۀ آتوسکپی  (مشاهدۀ جسم خود): گاهی برخی بیماران، از نقطه‏ای خارج از بدن، جسم خویش را می‏نگرند و پس از... مطالعه بیشتر...

از «ثبات من» چگونه می‏توان «وجود نفس» را نتیجه گرفت؟

یکی از ادلۀ عقلی بر اثبات وجود ساحت دوم برای انسان، استناد به «من» ثابت انسان است. این برهان چنین تقریر می‌شود: 1. ما «من ثابت» یا «هویت یگانۀ» خود را با علم حضوری، ‌که خطاناپذیر است‌، درک می‌... مطالعه بیشتر...

چه ارتباطی میان تجرد «علم و ادراک» و وجود «ساحت مجرد» در انسان وجود دارد؟

هر یک از ما انسان‌ها، وجود امری مجرد به نام «علم» را بدون هیچ واسطۀ ذهنی، به علم حضوری در خود می‌یابیم.  به دلیل تجرد علم، باید حقیقتی مجرد در کار باشد که علم برای او حاصل شود؛ زیرا امکان... مطالعه بیشتر...

تقسیم‌ناپذیری «من» چگونه می‌تواند دال بر وجود نفس باشد؟

دلیل تقسیم‌ناپذیری «من» از راه تحلیل حقیقت خودمان، یعنی «من»، وجود ساحت دوم غیر مادی را اثبات می‌کند. وقتی به وجود خودمان ـ یعنی همان «من» ـ توجه و دقت می‌کنیم، می‌یابیم که «من» امری بسیط و تقسیم‌... مطالعه بیشتر...

معنای مجرد و مادی را چیست؟

واژۀ «مجرد» در اصطلاح فلاسفه در مقابلِ «مادی» و در بارۀ موجودی به کار می‌رود که دارای ویژگی‌های امور مادی نباشد، و در واقع به معنای «غیر مادی» است. با توجه به اینکه واژۀ «مجرد» به معنای غیر مادی و... مطالعه بیشتر...

چه ارتباط منطقی‌ای میان مباحث هستی‌شناسانۀ انسان‌شناسی و نتایج راه‌شناختی آن وجود دارد؟

به صورت کلی مسائل انسان‌شناسی در دو بخش کلی تنظیم می‌شوند: بخش نخست به تحلیل هستی و حقیقت وجود انسان و کمال غایی او می‌پردازد؛ و بخش دوم ناظر به استلزامات این تحلیل هستی‌شناسانه در حوزۀ راه‌شناسی است... مطالعه بیشتر...

نقش انسان‌شناسی را در نظام‌سازی سیاسی توضیح دهید.

مشروعیت سیاسی، ضرورت حکومت، شرایط حاکم و کارگزاران، شرایط قوانین حکومتی، نقش مردم در سیاست و قلمرو مشارکت سیاسی آنها از مهم‌ترین مسائل فلسفۀ سیاست‌اند. دیدگاه‌های گوناگون انسان‌شناسانه در نوع پاسخ به... مطالعه بیشتر...

نقش انسان‌شناسی را در نظام‌سازی حقوقی توضیح دهید.

فلسفه حقوق به دنبال تعیین چارچوبی عقلانی برای «حق» و «قوانین حقوقی» است. از آنجا که «بایدها و نبایدهای حقوقی» از مفاهیم ارزشی و هنجاری هستند، نسبتی که میان فلسفۀ اخلاق و انسان‌شناسی بیان شد، در فلسفۀ... مطالعه بیشتر...

نقش انسان‌شناسی را در نظام‌سازی اخلاقی توضیح دهید.

فلسفه اخلاق در پی نظام‌سازی اخلاقی است؛ به طوری‌ که چارچوب منسجمی را برای تعیین ملاک اخلاق، نسبت مفاهیم اخلاقی با واقعیت و راه‌های کشف احکام اخلاقی به دست می‌دهد. از آنجا که مفاهیم اخلاقی همانند «خوب... مطالعه بیشتر...

نسبت انسان‌شناسی با خداشناسی تبیین کنید.

مبتنی بودن انسان‌شناسی بر خداشناسی نیز اولاً از باب پاسخ به این پرسش است که: آیا انسان در عالم هستی مستقل است یا وابسته؟ و در صورتی ‌که انسان مستقل باشد، دیگر آموزه‌هایی همچون «عبادت»، «تکلیف» و «... مطالعه بیشتر...

صفحه‌ها