از آنجا که شناخت حقیقت انسان، هدف از آفرینش او و استلزامات آن نیازمند ملاکی صحیح برای تشخیص معرفت صادق از غیر صادق است، باید در معرفتشناسی این ملاکها مشخص شود. در غیر این صورت، چه وجهی برای تقدیم...مطالعه بیشتر...
دلیل اول: شناخت انسان در تعیین هدف حیاتش تأثیرگذار است. اگر انسان، هدف زندگی خود را بشناسد میتواند فعالیتهای حیاتی خود را به سوی هدف مطلوب تعیین، و برای رسیدن به کمال مطلوب و سعادت حقیقی برنامه...مطالعه بیشتر...
زیرا انسانشناسی شهودی تعمیمپذیر نیست و تنها برای خود فرد شهودکننده قابل درک و کشف است؛ افزون بر اینکه ممکن است در تفسیر شهودها و مکاشفاتْ خطا رخ دهد. همچنین انسانشناسی تجربی، به دلیل اختصاص آن به...مطالعه بیشتر...
هر یک از اندیشمندان بر اساس روشهای رایج میان خود و با توجه به حوزههای تخصصیشان به تحلیل انسان پرداختهاند: عرفا با روش شهودی و عرفانی، دانشمندان تجربی از طریق تجربههای علمی، عالمان دینی با...مطالعه بیشتر...
«انسانشناسی» به عنوان یکی از مبانی اندیشه اسلامی، به معنای دانشی است که به تحلیل حقیقت وجودی انسان، هدف از آفرینش او و راه تحقق کمالش میپردازد.
مطالعه بیشتر...
نظام احسن نظامی است که بیشترین کمال ممکن از آن حاصل شود. میخواهیم بدانیم اساساً چرا در چنین نظامی باید نقایص و شرور باشند و اگر چارهای جز این نیست، محدوده آن چقدر است.
ابتدا ببینیم آیا نظامی را می...مطالعه بیشتر...
انسان موجودی مختار است و مرتبه وجود او مقتضی آن است که بتواند با اختیار خود کاملتر یا ناقصتر شود. اگر وجود چنین موجودی در طرح کلی نظام احسن میگنجد، همه لوازم آن نیز باید در این نظام فراهم باشد؛ از...مطالعه بیشتر...
میپرسند: حکمت فقر و بیماری و مرگ چیست؟ اگر جهان با اینها کاملتر است، چرا مبارزه با فقر و بیماری، و تلاش برای حفظ جان خود و دیگران، دستکم در مواردی، کمال شمرده میشود؟
پاسخ این است که نمونههای...مطالعه بیشتر...
اگر فردی مانند «الف» را با یکی از افعالش مانند «ب» در نظر بگیریم، میتوان نشان داد که علم ذاتی مطلق خداوند مانع آن است که خواست الف در انجام شدن ب تأثیری داشته باشد، یا به عبارت دیگر، وی نمیتواند در...مطالعه بیشتر...
شبهه این است که بنا بر اختیار مطلق خداوند، هر کاری که هر کسی انجام میدهد به خواست خداوند تحقق مییابد. بنا بر این، آنچه در فعل هر فاعلی مؤثر است، خواست خداوند است، نه خواست دیگران. پس خواست هیچ فاعل...مطالعه بیشتر...
معنای لغوی عدل، برابری و برابر کردن است، و وقتی در باره فعل فاعلی مختار به کار میرود، بدین معناست که آن فاعلْ فعل خود را با همه خصوصیات و شرایطش، برابر با همان فعلی انجام دهد که تحقق آن در این شرایط...مطالعه بیشتر...
رئیس یك شركت تجاری را در نظر بگیرید که دو پیشنهاد مختلف را بررسی میکند. روشن است كه اگر وی بخواهد صرفاً بر اساس منافع اقتصادی شركت تصمیم بگیرد، پیشنهادی را انتخاب میکند که سود بیشتری عاید شرکت می...مطالعه بیشتر...
فرض کنید هنوز چیزی خلق نشده و خداوند میخواهد دستبهکار خلقت شود و چیزهایی را بیافریند. از آن رو که افعال خدا اختیاری، و منوط به خواست اوست، آنچه در باره مناط خواست خداوند میدانیم (حب ذات و در پی...مطالعه بیشتر...
با توجه به معنای علت غایی در فلسفه اسلامی، نتایج زیر درباره افعال الهی به دست میآید:
1. تمام افعال الهی علت غائی دارند؛
2. علت غائی نخستین برای همه افعال الهی، حب خداوند به ذات خود است.
اما در...مطالعه بیشتر...
فرض کنید میخواهید نامهای به دوست خود بنویسید و او را از حال خود باخبر کنید. خواسته شما، یعنی اینکه دوستتان از حالتان باخبر شود، غایت کار شماست. منظور از غایت، هدف مورد نظر فاعل از فعل خود است و به...مطالعه بیشتر...
سخنان خداوند اگر به صورت امر و نهی و انشا باشد، وظایف عملی بندگان را تعیین میکند و خود به خود قابل اتصاف به صدق و کذب نیست. البته از آن رو که این امر و نهیها برای نشان دادن راه سعادت و کمال بندگان...مطالعه بیشتر...
یکی از اوصافی که به خدای متعال نسبت داده میشود، سخن گفتن است که از شئون ربوبیت الهی است. خداوند برای انتقال پیام و هدایت موجوداتی مانند انسان به سعادت و کمالشان، رابطه کلامی با برخی از آنها برقرار...مطالعه بیشتر...
یکی دیگر از اوصاف فعلی خداوند قضا و قدر1 است. برای فهم بهتر قضا و قدر الهی، لازم است نخست در باره سرنوشت توضیح دهیم. مقصود از سرنوشتِ یک موجود کمیت، کیفیت و دیگر ویژگیها، و به طور کلی نحوه وجود...مطالعه بیشتر...
واژه «اله» در باره کسی به کار میرود که شایسته عبادت و پرستش باشد. مراد از پرستش یک موجود، اظهار خضوع مطلق در برابر او و اطاعت بیچونوچرا از اوامر و نواهی اوست، به گونهای که خضوع در برابر او و لزوم...مطالعه بیشتر...
مالکیت نوعی تسلط بر چیزی است. این تسلط یا امری حقیقی و تکوینی است یا اعتباری و قراردادی. از باب مثال، تسلطی که فرد بر قوا و اعضا و جوارح خود دارد و به سبب آن، میتواند به کارشان بگیرد، مالکیت حقیقی و...مطالعه بیشتر...