به حکم قانون سنخیت علّی معلولی، علت وجودبخش باید كاملتر از معلول خود باشد. به عبارت دیگر، علت وجودبخش باید عین آن کمال وجودیای را که به معلول خود میدهد در مرتبهای بالاتر داشته باشد.
برای اثبات...مطالعه بیشتر...
تردیدی نیست كه با تمرینات مداوم در شنا نمیتوان فیزیكدان ماهری شد؛ زیرا به زبان عموم مردم، شنا كردن ربطی به مهارت در دانش فیزیك ندارد. عموم مردم از مضمون قانون «سنخیت علّی ـ معلولی»، مانند بسیاری از...مطالعه بیشتر...
هر دو موجودي را که با هم بسنجيم، يا يکي از آنها عين ربط به ديگري است، يا چنين نيست. در صورت نخست، يکي موجود رابط و ديگري نسبت به آن مستقل است، و در صورت دوم، هر دو نسبت به يکديگر مستقلاند. از باب...مطالعه بیشتر...
معلول عين ربط، خود رابطه و موجود رابط است. ميدانيم هر رابطهاي ميان چيزهايي برقرار است که به آنها طرف ربط ميگويند. در مثال «پول دادن حسن به رضا»، رابطه ميان چند موجود مستقل برقرار بود: حسن، رضا و...مطالعه بیشتر...
با تحليل وجودبخشي ثابت میشود که معلول عين ايجاد است و با تحليل ايجاد اين نتيجه به دست میآید که معلول عين ربط به علت وجودبخش خود است. به همين دليل، صدرالمتألهين، كه مبتكر اين نظريه است، براي نشان...مطالعه بیشتر...
با تحلیل ایجاد و علّیّت وجودبخشی به این نتیجه میرسیم که وقتی علتی به معلولش وجود میدهد، بهجای چهار چیز «دهنده وجود»، «گیرنده وجود»، «شیء داده شده = وجود»، و «دادن وجود = ایجاد»، تنها دو چیز تحقق...مطالعه بیشتر...
اين پرسش براي بسياري مطرح ميشود كه وجودبخشي چيست. اينكه ميگویند علت فاعلي به معلول وجود ميدهد به چه معناست؟ آيا به اين معناست كه مخزني هست پر از وجود، و هر گاه علت فاعلي ميخواهد معلولي را موجود...مطالعه بیشتر...
علت به معناي خاص، يعني علت تامه، که در اصل عليت مورد نظر است؛ و علت به معناي عام، يعني آنچه در وجود خودِ معلول تأثير دارد و نيازي از نيازهاي وجودي معلول را برآورده ميکند. همة اقسام علل (فاعلی، قابلی...مطالعه بیشتر...
از مجموعة علل مباشر و غيرمباشر براي يک معلول، دو علت را در نظر ميگيريم. چنانچه يکي از دو علت مزبور، علت ديگري نيز باشد، آنها را «علل طولي» يا «علل در طول هم» ميناميم، و چنانچه هيچ يک علت ديگري...مطالعه بیشتر...
فرض کنيد ميخواهيد نامهاي به دوست خود بنويسيد و او را از حال خود باخبر کنيد. بدين منظور قلم را در دست ميگيريد و دستتان را روي کاغذ حرکت ميدهيد تا نامه نوشته شود.
در این مثال ارادة شما علت فاعلي...مطالعه بیشتر...
علت تامه علتي است كه با وجودش معلولْ موجود، و با عدمش معلولْ معدوم است. نيز دانستيم كه علت تامه ممكن است شيء واحدي باشد و ممكن است بيش از يک شيء باشد. در صورت اخير، هر يك از اجزاي علت تامه را به...مطالعه بیشتر...
فرض کنيد ميخواهيد نامهاي به دوست خود بنويسيد و او را از حال خود باخبر کنيد. بدين منظور قلم را در دست ميگيريد و دستتان را روي کاغذ حرکت ميدهيد تا نامه نوشته شود. بيترديد اين حركت ممتنع بالذات...مطالعه بیشتر...
فرض کنيد ميخواهيد نامهاي به دوست خود بنويسيد و او را از حال خود باخبر کنيد. بدين منظور قلم را در دست ميگيريد و دستتان را روي کاغذ حرکت ميدهيد تا نامه نوشته شود. بيترديد اين حركت ممتنع بالذات...مطالعه بیشتر...
فرض کنيد ميخواهيد نامهاي به دوست خود بنويسيد و او را از حال خود باخبر کنيد. بدين منظور قلم را در دست ميگيريد و دستتان را روي کاغذ حرکت ميدهيد تا نامه نوشته شود. بيترديد اين حركت ممتنع بالذات...مطالعه بیشتر...
علت به معناي عام، چيزي است که نيازي از نيازهاي وجودي معلول را برآورَد. اکنون ميخواهيم ببينيم معلول براي وجود خود چه نوع نيازهايي دارد و هر نوع نياز به وسيلة چه علتي برآورده ميشود. ابتدا معلول خاصي...مطالعه بیشتر...
ممكن بالذات ذاتاً و خود به خود نه واجب است و موجود، نه ممتنع است و معدوم. همچنين با دخالت علت است كه ممكن بالذات موجود ميشود و طبعاً با عدم اين علت، معدوم است. پس ميتوان گفت خصوصيت علتْ اين است كه...مطالعه بیشتر...
فيلسوفان در مقام تحلیل مناط احتیاج معلول به علت، ديدگاه امکانی را درست ميدانند و مناط احتیاج معلول به علت را «امکان ذاتی معلول» معرفی میکنند. استدلال ايشان را بر اين مدعا ميتوان طي سه گام به شكل...مطالعه بیشتر...
بنا بر آنچه گفتيم، روشن ميشود که نتيجة سه ديدگاه مزبور در موارد خاصي که گذشت مختلف است. از سوي ديگر، ممکن است به نظر برسد که اين سه ديدگاه در بارة خود ما و اشياي پيرامونمان درست به يك نتيجه ميرسند...مطالعه بیشتر...
سه ديدگاه مشهور در بیان اصل عليتْ وجود دارد: ديدگاه فيلسوفان يا ديدگاه امكاني، ديدگاه بسياري از متكلمان و عموم مردم يا ديدگاه حدوثي، و ديدگاه بسياري از ماديين يا ديدگاه حسي. بنا بر ديدگاه امكاني، فقط...مطالعه بیشتر...
ممكن بالذات يعني چيزي كه بالذات، نه واجب باشد و نه ممتنع. پس ممكن بالذات نه واجب بالذات است، نه ممتنع بالذات. به عبارت ديگر، امكان بالذات با وجوب بالذات و امتناع بالذات ناسازگار است.
از سوي ديگر،...مطالعه بیشتر...