یکی از ادله نسبیگرایان برای اثبات نسبیت فرااخلاقی، نسبیت توصیفی است؛ اين استدلال را میتوان چنین توضيح داد:
اگر اعتبار گزارههاي اخلاقي وابسته به اموري همچون سليقة فرد يا خواست جمع نبود...مطالعه بیشتر...
پذیرفتن نسبیت فرااخلاقی، مستلزم آن است که همة گزارههای اخلاقی بیاعتبار و ناموجه باشند. در واقع، همان طور که نسبی دانستن همة معرفتها مستلزم بیاعتباری همة آنهاست، نسبی دانستن همة معرفتهای...مطالعه بیشتر...
نسبیگرایی توصیفی مدعی است که همة اختلاف نظرهای اخلاقی، یا دستکم، برخی از آنها بنیادین است؛ یعنی ریشة این اختلاف نظرها، اختلاف در اصول اخلاقی است. پس این ادعا به دو صورت افراطی و معتدل قابل...مطالعه بیشتر...
مراحل نسبیت اخلاقی بهترتیب عبارتاند از: نسبیت توصیفی، نسبیت فرااخلاقی، و نسبیت هنجاری.
ادعای نسبی گرا در نسبیت توصیفی:ادعای نخست نسبیگرایان در حوزة اخلاق، که آن را نسبیت توصیفی می...مطالعه بیشتر...
غیر واقعگرایان معیار ارزش را امری غیر واقعی میدانند و هر صفت اکتسابی یا کار اختیاری را به سلیقة فرد، خواست جمع یا دستور کسی وابسته میدانند. از سوی دیگر، در مباحث معرفتشناسی وابسته بودن معرفت...مطالعه بیشتر...
وحدتگرایی اخلاقی به این معنا که تنها یکی از گزارههای اخلاقیِ ناسازگار، و تنها یکی از مکاتب اخلاقیِ ناسازگار، میتواند پذيرفتني باشد. در برابر، کثرتگرایی اخلاقی یعنی همة گزارههای اخلاقی و نیز...مطالعه بیشتر...
گزاره غیر واقعنمای زیر را که از سلیقة کسی در بارة مزة غذایی خاص سخن میگوید، در نظر بگیرید:
ـ این غذا خوشمزه است.
اکنون اگر بخواهیم استدلالی منطقی ترتیب دهیم که همین گزاره را از دو گزارة...مطالعه بیشتر...
پذيرش واقعگرایی بدین معناست که گزارههای اخلاقی نیز همچون ديگر گزارههای واقعنما از واقعیتی عینی گزارش میدهند. البته روشن است که گزارة «خوب است مردم راستگو باشند» از همان واقعیتی گزارش نمیدهد...مطالعه بیشتر...
علم اخلاق ارزش و لزوم صفات اکتسابی و کارهای اختیاری را بیان میکند تا با استفاده از آن، بتوان به زندگی مطلوب دست یافت. پس در گزارههای اخلاقی، هدفْ زندگی مطلوب است. واقعگرایان زندگی مطلوب را...مطالعه بیشتر...
وقتی میگوییم «کاری لازم است، یا باید انجام شود»، گاه میخواهیم خواستهای را بیان کنیم؛ مثل وقتی که به دیگری دستور میدهیم، یا با یکدیگر قرارداد میبندیم؛ ليکن گاه مقصود این است که با صرف نظر از...مطالعه بیشتر...
دو گزاره ارزشی
ـ خوب است مردم راستگو باشند؛
ـ مردم باید راستگو باشند.
در بارة وضعیت واقعی مردم سخنی نمیگویند. اما آیا این گزارهها در بارة هیچ واقعیت دیگری نیز سخن...مطالعه بیشتر...
سه گزاره زیر را در نظر بگیرید:
ـ مردم راستگو هستند؛
ـ خوب است مردم راستگو باشند؛
ـ مردم باید راستگو باشند.
روشن است که گزارة اول، بر خلاف دو گزارة دیگر، در بارة وضعیت واقعی مردم...مطالعه بیشتر...
وظیفه با دستور یا قرارداد برای فرد یا افرادی مقرّر و معیّن میشود. اگر کسی برای دیگران وظیفهای تعیین کند، میگوییم به آنها دستور داده است و اگر کسانی برای خودشان وظیفهای مقرر کنند، میگوییم...مطالعه بیشتر...
از کاربردهای شایع «باید» و «نباید»، دستور دادن است. محض نمونه، وقتی کسی به ما میگوید: «باید امروز این کار را برای من انجام دهی» یا «نباید فلان کار را انجام دهی»، معمولاً مقصودش این است که برای ما...مطالعه بیشتر...
در مورد مفاهیم خوب و بد،کاربردهای مختلف این دو مفهوم نشان میدهند که این دو بهترتیب، برای بیان مطلوب و نامطلوب بودن چیزی، يا به عبارت دیگر، برای بیان ارزش مثبت و منفی به کار میروند. مثلاً وقتی...مطالعه بیشتر...
گزارههای اخلاقی از مفاهیم متنوعی تشکیل ميشوند: یک دسته از این مفاهیم، که موضوع این گزارهها را تشکیل میدهند، به صفات اکتسابی یا کارهای اختیاری اشاره دارند، مانند عدالت، امانتداری، صبر، شجاعت،...مطالعه بیشتر...
واژة «لزوم» برای بیان دستور، قرارداد یا ضرورت چیزی در مقایسه با چیزی دیگر به کار میرود. به مثالهای زیر توجه کنید:
ـ [رئيس اداره:] لازم است همة كارمندان مرخصي خود را كتباً از رياست...مطالعه بیشتر...
تعریف ارزش ذاتی و غیری: به طور کلی، مطلوبها در هر حوزهای به دو دسته تقسیم میشوند: برخی امور مطلوب اصلیاند، یعنی به خاطر خودشان مطلوباند، نه به خاطر چیزی دیگر، و برخی فرعیاند و به جهت چیزی...مطالعه بیشتر...
وقتی در حوزة اقتصاد از ارزش سخن میگوییم، با صرف نظر از اقسامی که برای ارزش در این علم بیان میکنند، منظورمان اموری است که از جهت اقتصادی مطلوباند. پول، کالا، زمین، و نیز آباد کردن زمین و انجام...مطالعه بیشتر...
نوع پاسخ ما به مسائل فلسفة اخلاق، وابسته است به نوع انسانشناسی ما؛ زیرا تعیین معیاری درخور اعتماد برای ارزیابی زندگی مطلوب انسان، بدون شناخت ویژگیها و امکانات انسان و جایگاه او در نظام هستی و...مطالعه بیشتر...